تبليغاتX
پایگاه خبری عصر باران
سياسی

هزینهٔ انتخابات مجلس از جیب مردم: دست‌کم سه هزار میلیارد تومان هزینهٔ انتخابات مجلس از جیب مردم: دست‌کم سه هزار میلیارد تومان
انتخابات مجلس آینده در جمهوری اسلامی بدون شک انتخاباتی فرمایشی، نمایشی و مهندسی شده خواهد بود. برای اثبات این مدعا نیازی نیست به نظارت استصوابی، تقلب گسترده در نتایج انتخابات گذشته، شبه‌نظامی بودن ناظران شورای نگهبان، استفادهٔ مقامات دولتی از امکانات دولت، و دستورات رهبری مبنی بر رسیدن آرا به درصدی خاص (که در انتخابات دورهٔ قبل مجلس از سوی خامنه‌ای درخواست شد) استناد کنیم. کافی است به میزان هزینه‌های انتخابات، چگونگی هزینه شدن آنها، هزینه‌کنندگان و منبع هزینه‌ها توجه کنیم. نمایش دموکراسی در ۱۳۹۰ چه قدر برای بیت‌المال ایرانیان خرج بر خواهد داشت. ادامه

انتخابات مجلس آینده در جمهوری اسلامی بدون شک انتخاباتی فرمایشی، نمایشی و مهندسی شده خواهد بود. برای اثبات این مدعا نیازی نیست به نظارت استصوابی، تقلب گسترده در نتایج انتخابات گذشته، شبه‌نظامی بودن ناظران شورای نگهبان، استفادهٔ مقامات دولتی از امکانات دولت، و دستورات رهبری مبنی بر رسیدن آرا به درصدی خاص (که در انتخابات دورهٔ قبل مجلس از سوی خامنه‌ای درخواست شد) استناد کنیم. کافی است به میزان هزینه‌های انتخابات، چگونگی هزینه شدن آنها، هزینه‌کنندگان و منبع هزینه‌ها توجه کنیم. نمایش دموکراسی در ۱۳۹۰ چه قدر برای بیت‌المال ایرانیان خرج بر خواهد داشت. ارقام نجومی هزینه‌ها متوسط هزینهٔ نامزد‌ها در شهرهای کوچک در سال ۱۳۸۶ حدود یک میلیارد تومان بوده است. این رقم برای یکی از نامزد‌ها شامل بوده است بر ۱۵۰ میلیون تومان هزینه چاپ تراکت و پوستر، اجاره چند ساختمان حدود ۴۰۰ میلیون تومان، حقوق ماهانهٔ افراد متخصص و غیرمتخصص حدود ۲۰۰ میلیون تومان و هزینه حمل و نقل، تهیه غذا (برای ستاد‌ها)، خرید هدیه، ایاب و ذهاب، اجاره سالن برای سخنرانی و سایر هزینه‌های جاری بالغ بر ۳۰۰ میلیون تومان. (یکی از اعضای ستاد انتخاباتی یکی از اعضای مجلس از اردبیل، ملت ما، ۲۰ تیر ۱۳۹۰) علت بالا بودن رقم‌های مربوط به اجاره و نیروی انسانی آن است که ستاد‌ها کار خود را از حدود یک تا دو سال قبل آغاز می‌کنند. با توجه به نرخ تورم این رقم برای سال ۱۳۹۰ در شهرستان‌ها به میزان یک میلیارد و نیم افزایش می‌یابد. در این مبلغ هزینه‌های پنهان‌تر مثل اجاره کردن شناسنامه‌ها یا تغذیهٔ رای‌دهندگان در روستا‌ها و شهرهای بسیار کوچک (۱۵ هزار تومان در انتخابات ۱۳۸۶ در قالب افطاری، الف، ۲۵ تیر ۱۳۹۰) لحاظ نشده است. نمایندگان موجود از همین ارقام در انتخابات سال ۱۳۹۰ سخن می‌گویند: «شنیده‌ام که این افراد [اعضای جبههٔ پایداری] قبول کرده‌اند که برای تبلیغات انتخاباتی هر کدام از کاندیدا‌ها رقمی بین یک تا دو میلیارد تومان هزینه کنند.» (موید حسینی صدر، عضو مجلس از خوی، ایسنا، ۲ آبان ۱۳۹۰) اگر از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ‌تر برویم هزینه‌هایی مثل اجاره کردن شناسنامه یا غذا دادن به رای‌دهندگان کاهش می‌یابد، اما ارقام دیگر افزایش می‌یابد. هزینه‌های تبلیغاتی (پوستر و تراکت، بیلبورد، بروشور، صفحات روزنامه‌ها و سایت‌ها)، اجاره سالن، برگزاری گردهمایی، و نیروی انسانی در شهر‌ها به مراتب بیشتر است و باید حیطه‌های گسترده‌ای را بپوشاند. در شهرهای بزرگی مثل تهران، تبریز، کرمان، قم، اهواز، کرج، کرمانشاه، مشهد، شیراز، رشت، و اصفهان شاید همهٔ هزینه‌ها را نامزد‌ها تقبل نکنند و گروه‌ها و احزاب بخش عمدهٔ آنها را بپردازند، اما در ‌‌نهایت هزینه‌های کلان صورت می‌گیرد و فقط پرداخت‌کننده متفاوت است. از همین جهت حدود دو سوم نمایندگان باید حداقل هزینه‌هایی در مقیاس ۳ تا ۷ میلیارد تومان داشته باشند. (پرداخت شخصی یا گروهی) اگر به طور متوسط نامزدهای اصلی ۲۰۰ کرسی نمایندگی از شهرهای کوچک‌تر را ۳ نفر در نظر بگیریم، میزان هزینه‌ها در این مناطق به حدود یک هزار میلیارد تومان (۶۰۰ نامزد با هزینهٔ متوسط ۱.۵ میلیارد تومان و حدود ۱۰۰ میلیارد تومان برای نامزدهای غیر اصلی) خواهد رسید. هزینهٔ انتخابات در شهرهای بزرگ‌تر نیز با حدود ۹۰ تا ۱۱۰ (با فرض ۲۹۰ یا ۳۱۰ نماینده: عدد دوم در لایحهٔ پیشنهادی دولت به مجلس پیشنهاد شده است: الف، ۲۲ تیر ۱۳۹۰) کرسی نمایندگی مجلس نیز با‌‌ همان فرض ۳ نامزد اصلی به حدود دو هزار میلیارد تومان سر خواهد کشید (۳۰۰ نامزد اصلی با حدود متوسط ۵ میلیارد تومان هزینه و ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه توسط نامزدهای غیر اصلی؛ تعداد نامزد‌ها معمولا بسیار بیشتر از سه برابر کرسی‌هاست). البته اگر به طور اتفاقی نامزدی مستقل‌تر و کم‌ارتباط با جریان‌های سیاسی از صافی شورای نگهبان رد شود از حیث هزینه‌ها نمی‌تواند با نامزدهای حکومتی رقابت کند و هزینه‌هایش نیز رقم چندانی نخواهد بود. در نتیجه هزینهٔ انتخابات مجلس آینده به رقمی معادل ۳ هزار میلیارد تومان سر بر خواهد کشید (تساوی این رقم با اختلاس اخیر تصادفی است) که در هیچ یک از کشورهای توسعه یافته قابل تصور نیست. این یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌های استبداد در نظامی است که می‌خواهد نمایش دموکراسی به راه بیندازد. رقم فوق نباید مایهٔ شگفتی ناظران سیاسی قرار گیرد. در کشوری که بودجه‌ سال ۱۳۹۰ آن حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است اگر چیزی در حدود شش دهم درصد آن صرف مهم‌ترین رویداد سیاسی سال شود نباید متعجب شد. حاکمان جمهوری اسلامی این بودجه را متعلق به نائب امام زمان (و لذا خود) می‌دانند و طبعا می‌توانند درصد بسیار اندکی از آن را خرج نمایش دموکراسی کنند. حتی یک ریال از این حدود سه هزار میلیارد تومان هزینه از درآمد شخصی نامزدهای خودی یا شرکت‌های بزرگ تجاری و تولیدی یا منابع آشکار و شفاف عمومی تامین نخواهد شد. مردم ایران به طور غیر مستقیم این هزینه‌ها را به طرق گوناگون می‌پردازند، از قبیل درصدی از واگذاری قراردادهای دولتی، ده‌ها میلیارد دلار گمشده در تفریغ‌های بودجه، بودجهٔ نهادهای خصوصی نزدیک به حاکمان، اختلاس (مثل اختلاس سه هزار میلیارد تومانی گروه آریا یا اختلاس ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومانی شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی، تابناک، ۹ آبان ۱۳۹۰)، سندسازی در نهادهای دولتی مثل بیمه، مجوز‌های واردات و صادرات، و قاچاق از طریق اسکله‌های تحت کنترل سپاه. کسانی که این هزینه‌ها را می‌پردازند یقینا چندین برابر از منابع عمومی سود می‌برند که حاضرند تا این حد برای کرسی نمایندگی هزینه کنند. هزینه‌ها از جیب مردم در جوامع دموکراتیک و سرمایه‌داری نیز برای انتخابات هزینه می‌شود، اما بودجه‌های دولتی به طور مستقیم و غیر مستقیم در این زمینه هزینه نمی‌شود و اگر بشود شفاف است. بسیاری از هزینه‌ها را شرکت‌ها و اتحادیه‌ها می‌پردازند، اما حضور پرشمار داوطلبان، شفافیت هزینه‌ها و آزادی رسانه‌ها و تجمعات و تشکل‌ها از فرمایشی شدن انتخابات جلوگیری می‌کند. مقامات جمهوری اسلامی در عین نفی نظام سرمایه‌داری و تاثیر سرمایه در تسهیل خرید آرا، خود بد‌ترین نظام خرید رای را در کشور ایجاد کرده‌اند. فاجعه آنجاست که در سرمایه‌داری‌های غربی این بخش خصوصی و نهادهای مدنی است که عمدتا هزینه‌های انتخاباتی را می‌پردازد، اما در ایران این هزینه‌ها از مجرای فساد و رانت و امتیاز از منابع عمومی تامین می‌شود. چه کسانی می‌توانند این صورت‌حساب‌ها را پرداخت کنند؟ تنها کسانی که به امتیازات و رانت‌ها و امکانات دولتی متصل هستند می‌توانند چنین هزینه‌هایی را متکفل شوند. سپاهیان، روحانیون نزدیک به دستگاه رهبری و نهادهای ذیل آن، مدیران دولتی، و بازاریان و تاجران متصل به امتیازات دولتی می‌توانند از پس این هزینه‌ها برآیند. همچنین مسئولان دولتی با هزینه کردن بودجه‌های دولتی در زمان انتخابات و در پروژه‌هایی خاص به نفع خود تبلیغ می‌کنند. نظام انتخابات در ایران به سمتی حرکت می‌کند که دیگر نظارت استصوابی تنها عامل حذف غیرخودی‌ها نیست، بلکه بسیاری از غیرخودی‌ها حتی اگر از صافی شورای نگهبان بگذرند شانس اندکی در پیروزی خواهند داشت. انتقاداتی که مقامات دولتی جمهوری اسلامی (به تبع نیروهای چپ) از انتخابات در دنیای سرمایه‌داری داشتند، این که پول نقش اصلی را در کسب آرا ایفا می‌کند، امروز به طور کامل و بسیار شدید‌تر به فرایند انتخابات در جمهوری اسلامی نیز وارد است. چهار افسانه در هزینه‌های انتخاباتی نامزدهای انتخابات در جمهوری اسلامی و مقامات دیگر جمهوری اسلامی برای پرهیز از شفافیت مالی (هیچ قانونی در این باب وجود ندارد) به افسانه‌گویی در مورد هزینه‌ها پرداخته‌اند. مهم‌ترین این افسانه‌ها بدین قرارند: ۱. نامزد‌ها برای خدمت به کشور می‌خواهند به مجلس بروند و به همین دلیل زیر بار دِین و قرض دیگران نمی‌روند. این افسانه در سال‌های دههٔ شصت ممکن بود خریدارانی پیدا کند چون هنوز افرادی بودند که مردم احتمال می‌دادند فقط قصد خدمت دارند و بسیاری در دورهٔ انتخابات فعالیت داوطلبانه داشتند. اما در دهه‌های هفتاد و هشتاد که پول و قدرت به خدای حاکمان تبدیل شده‌اند دیگر کسی این حرف‌ها را به راحتی باور نمی‌کند. ۲. برخی نامزد‌ها نمی‌دانند هزینه‌های انتخاباتی آنها از کجا می‌آید و دیگران برای آنها خرج می‌کنند. این گزاره مربوط است به اولین انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی که هنوز بسیاری بر اساس عقیده از دیگران دفاع می‌کردند و نمایندگی مجلس متضمن برخورداری از ده‌ها میلیارد تومان به طور مستقیم و غیرمستقیم نبود. ۳. برخی نامزد‌ها بدون هزینهٔ انتخاباتی به مجلس راه یافته‌اند. همهٔ شواهد در عالم واقع نافی این گزاره است و کسانی که چنین می‌گویند تنها به تحمیق مخاطب می‌پردازند. ۴. خصائل اخلاقی و مذهبی و سوابق مبارزاتی، دانشگاهی، علمی و اجتماعی نقش اصلی را در انتخاب یک فرد ایفا می‌کند. تا اوایل دههٔ هفتاد خورشیدی ممکن بود که گزارهٔ فوق معنایی داشته باشد، اما در ابتدای دههٔ نود این معیار‌ها برای انتخاب شدن کاملا بی‌معنی هستند. سوابق انقلابی، اگر در میان نسل مدیران حکومت خامنه‌ای وجود داشته باشد (که بسیار نادر است) می‌تواند نقش منفی در انتخاب افراد بازی کند و نه نقش مثبت. عناوین دانشگاهی و علمی آن قدر به تقلب و دروغ استفاده شده و آن قدر کیفیت دانشگاه‌ها و مدارک آنها تنزل یافته که دیگر توسط اکثر افراد جدی گرفته نمی‌شوند. اخلاق و دینداری نیز کالاهایی بسیار کمیاب‌اند که انتخاب‌شده و انتخاب‌کننده به سراغ آنها نمی‌روند. هر چهار افسانه توسط کسانی ساخته و پرداخته شده که بیش از همه برای انتخاب شدن هزینه کرده‌اند یا برایشان هزینه شده است. انتخابات فرمایشی انتخابات در ایران به پدیده‌ای برای اشتغال‌زایی در بخش دولتی و خصوصی تبدیل شده است. در سه دههٔ گذشته مرتبا از فعالیت داوطلبی در فرایند انتخابات (تبلیغ به نفع نامزد‌ها، حضور بر سر صندوق‌ها، نظارت) کاسته شده است، به حدی که امروز تقریبا این پدیده در جمهوری اسلامی منقرض شده است. نامزد‌ها به افرادی که برایشان تبلیغ می‌کنند حق‌الزحمه می‌پردازند و وزارت کشور نیز به افرادی که بر سر صندوق‌ها حاضر می‌شوند دستمزد می‌دهد. افراد سر صندوق نیز از میان آشنایان مقامات انتخاب می‌شوند. همین نکته به تنهایی فرمایشی شدن فرایند انتخابات در ایران را گواهی می‌دهد. رابطهٔ مستقیمی میان مشارکت فعال و بدون انتظار پاداش مالی در انتخابات و غیرفرمایشی بودن آن وجود دارد.

نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ساعت 12:59 | لینک ثابت |

تحريم‌های شورای امنيت عليه رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج تحريم‌های شورای امنيت عليه رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج
شورای امنيت سازمان ملل روز چهارشنبه به تصویب تحريم عليه لورن باگبو، رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج، و نزديکان او رای داد. بر اساس این تحریم ها، سفرهای این افراد محدود شده و اموال و دارايی‌های آنها ضبط می‌شود. ادامه

شورای امنيت سازمان ملل روز چهارشنبه به تصویب تحريم عليه لورن باگبو، رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج، و نزديکان او رای داد. بر اساس این تحریم ها، سفرهای این افراد محدود شده و اموال و دارايی‌های آنها ضبط می‌شود.  تمامی ۱۵ عضو شورای امنيت به قطعنامه تحریم این مقام ساحل عاج که پيش‌نويس آن توسط نيجريه و فرانسه تنظيم شده رای مثبت دادند. در این قطعنامه همچنین از لورن باگبو خواسته شده است به خشونت‌ها پايان دهد و عمليات نظامی و کشاندن کشور به سمت جنگ داخلی را متوقف کند. سازمان ملل و اتحاديه آفريقا می‌گويند در انتخابات رياست جمهوری ساحل عاج که چند ماه پیش، ديرتر از موعد، برگزار شد، آلاسان اوتارا در انتخابات پيروز شده است، ولی باگبو خود را پيروز انتخابات می‌داند و حاضر به ترک کاخ رياست جمهوری نيست. درگيری‌ها ميان دو رقيب انتخاباتی به ابيجان، پایتخت کشور، کشيده شده و ارتش با مخالفان درگير شده است. در همین حال شماری از نيروهای نظامی از ارتش جدا شده و به اوتارا پيوسته‌اند. آقای اوتارا که دولت پيشنهادی و نخست وزير خود را هم تعيين کرده، گفته است که ديگر حاضر به گفت‌وگو نيست. در همین زمینه نخست وزير دولت اوتارا گفت: «ديگر جای صحبت نمانده؛ باگبو بايد کنار رود يا کنار زده شود.» به فهرست تحريم‌های سازمان ملل، شماری از نزديکان باگبو از جمله وزير خارجه ساحل عاج، همسر باگبو و اعضای ارشد حزب سياسی او و رئيس دفتر او نیز اضافه شده‌اند و سفرهای آنها محدود شده و اموال و دارايی آن‌ها توقيف می‌شود.در اين قطعنامه اين امکان هم هست که نام‌های ديگری هم به آن اضافه شود. اتحاديه اروپا به جز وزير خارجه ساحل عاج، از پيش تمامی مقامات عالی ساحل عاج را مورد تحريم قرار داده بود.  ژرار آراد، نماینده فرانسه در شورای امنيت، پس از تصويب این قطعنامه گفت: «شايد اين قطعنامه آخرين پيام به باگبو باشد که معنای آن هم خيلی راحت و ساده است: باگبو بايد برود.» وی افزود: «اين شايد تنها راهی باشد که می‌توان از جنگ داخلی و خشونت و خون‌ريزی گسترده در ابيجان جلوگيری کرد.»سازمان ملل در حال حاضر حدود ۱۲ هزار نيروی حافظ صلح در ساحل عاج دارد که در قطعنامه شورای امنيت، تاکيد شده از جان غيرنظاميان حفاظت کنند. اين قطعنامه از نيروهای حافظ صلح خواسته است که در حوزه‌هايی که در آن مستقر هستند، «از تمامی موارد لازم برای حفظ صلح و جلوگيری از هرگونه اعمال خشونت عليه غيرنظاميان استفاده کنند.»اوتارا پيشتر گفته بود که استفاده از زور و قدرت نظامی، تنها راه کنار زدن باگبو از قدرت است. به دنبال برگزاری انتخابات در ساحل عاج در تاريخ ۷ آذرماه سال ۱۳۸۹ کميسيون مستقل انتخابات اين کشور اوتارا را پيروز اين انتخابات دانست، با اين حال شورای قانون اساسی اين کشور نتايج اعلام شده را رد و لوران باگبو را بار ديگر به عنوان رئيس جمهور کشور معرفی کرد.اين در حالی است که در حال حاضر سازمان ملل، اتحاديه آفريقا، گروه اقتصادی کشورهای آفريقای غربی و برخی ديگر از قدرت‌های جهان، اوتارا را به عنوان رئيس جمهور اين کشور به رسميت شناخته‌اند.سازمان ملل در گزارشی گفته است که در نتيجه اختلافات بر سر نتايج انتخابات و حوادث پس از آن که به خشونت کشيده شد، تاکنون دست‌کم ۱۷۳ تن کشته، ۴۷۱ تن دستگير، ۲۴ تن ناپديد و ۹۰ تن شکنجه شده‌اند.به دنبال اين ناآرامی‌ها، ۱۵ کشور آفريقای غربی با باز گذاشتن در مذاکره ميان اوتارا و باگبو اعلام کردند که در صورت به نتيجه نرسيدن اين مذاکرات و کنار نکشيدن باگبو از قدرت تا پايان ماه ژانويه، از راه حل نظامی استفاده خواهد کرد.لورن باگبو از سال ۲۰۰۰ قدرت را در ساحل عاج در دست دارد و اگرچه دوران رياست جمهوری‌اش به صورت قانونی در سال ۲۰۰۵ به پايان رسيده، همچنان عهده‌دار اين سمت است.


 
نشست گروه ۲۰ برای ایمنی نیروگاه‌های اتمی؛ شکست ژاپن در نجات رآکتورها نشست گروه ۲۰ برای ایمنی نیروگاه‌های اتمی؛ شکست ژاپن در نجات رآکتورها
در حالی که فرانسه از قصد خود برای تشکیل نشست گروه ۲۰ با هدف بررسی استانداردهای هسته‌ای خبر داده، مقامات ژاپنی روز پنج‌شنبه اعلام کردند که در کار نجات چهار رآکتور نیروگاه فوکوشیما شکست خورده‌اند. ادامه

در حالی که فرانسه از قصد خود برای تشکیل نشست گروه ۲۰ با هدف بررسی استانداردهای هسته‌ای خبر داده، مقامات ژاپنی روز پنج‌شنبه اعلام کردند که در کار نجات چهار رآکتور نیروگاه فوکوشیما شکست خورده‌اند. شرکت ژاپنی تپکو که مسئولیت نیروگاه اتمی فوکوشیما داییچی را بر عهده دارد روز پنج‌شنبه ضمن اعلام شکست در کار نجات رآکتورهای چهارگانه این نیروگاه هشدار داد که عملیات خروج از بحران اتمی ژاپن ممکن است ماه‌ها به طول بینجامد. به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین از منطقه زلزله‌زده پیرامون نیروگاه فوکوشیما، این نخستین بار است که مسئولان این نیروگاه اعلام می‌کنند که «هیچ راهی» جز خارج کردن چهار رآکتور این تاسیسات از دور ندارند. با این حال مدیر این کمپانی تپکو ابراز امیدواری کرده است دو رآکتور باقی‌مانده از این نیروگاه هنوز قادر به کار باشند. اما ظاهرا دولت ژاپن چنین امیدی ندارد و هم‌چنان بر این عقیده است که هر شش رآکتور این نیروگاه خاموش شود. این خبر در حالی منتشر شده است که به گزارش گاردین روز پنج‌شنبه شاهد «افزایش چشمگیر» آلودگی آب دریا به مواد رادیواکتیو نیز بوده است. آلودگی آب دریا اکنون به ۴۳۸۵ برابر حد مجاز رسیده است. روز چهارشنبه آژانس ایمنی هسته‌ای ژاپن اعلام کرده بود که میزان ید رادیواکتیو موجود در آب‌های حوالی نیروگاه اتمی فوکوشیما داییچی در منطقه زلزله‌زده این کشور بیش از سه هزار برابر بالاتر از حد مجاز رسیده است. در همین حال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در روز پنج‌شنبه پیشنهاد داده است که بر شعاع تخلیه مردم از حوالی نیروگاه آسیب‌دیده افزوده شود. تاکنون ده‌ها هزار نفر از افرادی که تا شعاع ۳۰ کیلومتری فوکوشیما داییچی زندگی می‌کنند از این منطقه تخلیه شده‌اند. نشست گروه ۲۰ برای بررسی استانداردهای ایمنی در همین حال نیکولا سرکوزی، رئیس جمهور فرانسه، از نشست مقامات هسته‌ای کشورهای عضو گروه ۲۰ برای رسیدن به استانداردهای تازه در ایمنی صنایع اتمی در ماه مه، یک ماه دیگر، خبر داده است. آقای سرکوزی نخستین مقام عالی‌رتبه خارجی است که از زمان وقوع زمین‌لرزه ۹ ریشتری در ژاپن از این کشور دیدار کرده است. خبرگزاری فرانسه می‌گوید احتمالا گیدو وستر وله، وزیر خارجه آلمان، از این لحاظ دومین مقام خارجی خواهد بود. به گفته رئیس جمهور فرانسه، نشست گروه ۲۰ در این باره اساس کنفرانسی ویژه از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایمنی اتمی خواهد بود که قرار است در اواخر ماه ژوئن برگزار شود. رهبر فرانسه هدف نشست گروه ۲۰ و کنفرانس متعاقب آن را «تعیین استانداردهایی بین‌المللی برای ایمنی اتمی» توصیف کرده است. به دنبال وقایع نیروگاه فوکوشیمای ژاپن پس از زلزله و سونامی سه هفته پیش چند کشور اروپایی اعلام کردند تلاش ‌خواهند کرد سطح ایمنی نیروگاه‌های خود را بالا ببرند.تاکنون دولت اسپانیا اعلام کرده است که تمامی تدابیر ایمنی و امنیتی موجود در شش نیروگاه اتمی خود را بار دیگر مورد بررسی قرار خواهد داد و آلمان نیز هفت نیروگاه قدیمی خود را موقتا تعطیل کرده است. دولت ژاپن نیز اعلام کرده است که تصمیم دارد میزان استانداردهای ایمنی نیروگاه‌های اتمی خود را افزایش دهد.


 
تأثیر فشارهای اقتصادی شدید در سرنگونی حکومت معمر قذافی تأثیر فشارهای اقتصادی شدید در سرنگونی حکومت معمر قذافی
روزنامه فایننشال تایمز، در یادداشتی به این موضوع پرداخته است که گرچه برقراری منطقه ممنوعه پرواز بر فراز خاک لیبی طی هفته گذشته توانسته است از حملات نیروهای دولتی به غیرنظامیان و کشتار مردم جلوگیری کند اما این اقدام باعث سقوط حکومت نشده است. ادامه

روزنامه فایننشال تایمز، در یادداشتی به این موضوع پرداخته است که گرچه برقراری منطقه ممنوعه پرواز بر فراز خاک لیبی طی هفته گذشته توانسته است از حملات نیروهای دولتی به غیرنظامیان و کشتار مردم جلوگیری کند اما این اقدام باعث سقوط حکومت نشده است.پاتریک کرونین، تحلیلگر آمریکایی و از پژوهشگران مرکز مطالعاتی «نیوامریکن»، در این یادداشت می‌نویسد که اگر حکومت معمر قذافی به بقای خود ادامه دهد هیچیک از مصوبات کنفرانس لندن، که روز سه‌شنبه برای بررسی بحران لیبی و آینده کشور برگزار شد، زمینه اجرایی پیدا نخواهد کرد. بنابراين تشدید فشارهای اقتصادی برای مجازات سران حکومت لیبی بسیار مؤثرتر از قدرت نظامی آمریکا و متحدان آن خواهد بود.وی ادامه می‌دهد که به دست گرفتن کنترل منابع مالی قذافی تعادل قوای موجود را برهم خواهد زد و اطرافیان قذافی و سران نیروهای مسلح را به جدا شدن از حکومت تشویق خواهد کرد. نیروهای ائتلاف بین‌المللی گام‌هایی در این راستا برداشته اند. اکنون برای تشدید فشارهای جدی‌تر به حکومت قذافی برداشتن سه گام دیگر در هفته‌های آینده ضروری است.به نوشته آقای کرونین در گام اول دولت آمریکا باید اطمینان پیدا کند که کشورهای هم پیمان تمام منابع مالی و حساب های بانکی قذافی، خانواده و نزدیکان وی را مسدود کرده و هیچ موردی از حساب های پنهان و غیر مسقیم آن ها از قلم نیافتاده است. هدف از این اقدام مجبور کردن حکومت به تکیه یکجانبه به منابع مالی و پول نقدی است که هم اکنون در داخل کشور موجود است.در گام دوم نیز مرزهای لیبی باید به شدت کنترل شوند تا از خروج ارز و طلا و یا ورود تسلیحات به مناطق تحت کنترل دولت جلوگیری شود. در حال حاضر این مرزها در آشفتگی کامل هستند و برای نظارت و کنترل بر آن باید اقدامات گسترده‌ای صورت بگیرد.اما سومین و مهم‌ترین گام به عقیده آقای کرونین این است که ناتو باید با استفاده از اهرم مالی پیامی بسیار صریح برای مقامات ارشد حکومت لیبی بفرستد و آن اینکه ادامه مشارکت آنها در سرکوب مردم باعث خواهد شد که با محاکمه و مجازات به جرم جنایت علیه بشریت روبه‌رو شوند. ولی در عین حال ادامه حمایت آنها از حکومت معمر قذافی به این معنا خواهد بود که هیچگاه به امتیازات مالی و پاداش‌هایی که معمر قذافی وعده داده است، دست نخواهند یافت. اما اگر آنها موضع خود را تغییر داده و به شورشیان بپیوندند از محل پس‌انداز و منابع مالی قذافی پاداش‌هایی به آنان تعلق خواهد گرفت.آقای کرونین در ادامه می‌افزاید که اکثر مقامات ارشد و کلیدی در حکومت قذافی از اعضای خانواده وی هستند و شاید با یک چنین وعده‌هایی وسوسه نشوند. ولی مقامات مهم دولتی و ارتش مثل وزیران و ژنرال‌ها  وفاداری و پیوند خونی با قذافی ندارند. آنها به خوبی می‌دانند که دوران ۴۰ ساله حکومت قذافی به پایان رسیده است. مقامات ارشد دولت فعلی را با وعده نوعی عفو و حدی از پاداش مالی می‌توان از حکومت جدا کرده و به صف شورشیان آورد.این اقدامات همراه با سایر سیاست‌های دولت آمریکا و متحدان آن کشور می‌تواند از منابع مالی و پس اندازهای معمر قذافی در خارج از کشور که رقم آن حدود 33 میلیارد دلار است بهره بگیرد. در عین حال یک چنین روشی به معنای تصحیح سیاست امنیت ملی آمریکا است. به این معنا که وزارت خزانه‌داری و نهادهای مالی دولت از این پس نقش مهمی را سیاست‌گذاری‌های مربوط به تصمیمات استراتژیک ایفا خواهند کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا با وجود نقش مؤثر و هدایت‌گرانه خود در جنگ اقتصادی علیه تروریسم، تا کنون در زمینه تعقیب و مسدود کردن دارایی رژیم‌هایی نظیر لیبی نقش همه جانبه‌ای نداشته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا همچون وزارت خانه های مشابه در کشورهای دیگر معمولاً از وظایف روزانه خود فراتر نمی‌روند.در حالیکه این نهاد نیز باید روش‌های برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌هایی مثل شورای امنیت ملی آمریکا را به کار بگیرد که برای هر مورد مشخص یک کارزار متمرکز را در دستور کار قرار می‌دهد.آقای کرونین در ادامه تحلیل خود در روزنامه «فایننشال تایمز» به موارد موفقی از اقدامات قاطع‌تر وزارت خزانه‌داری آمریکا برای کنترل و مسدود کردن منابع مالی گروه‌های تروریستی اشاره می‌کند. به عنوان مثال اخیراً این وزارتخانه در همکاری با نهادهای امنیتی و انتظامی کشور توانسته است یک حساب بانکی پنهانی گروه حزب‌الله لبنان را در کانادا کشف کرده و دارایی‌های آن را مسدود کند.در شرایط فعلی نیز می‌توان تمام مؤسسات مالی و اقتصادی که با رژیم قذافی همکاری دارند را کنترل و در صورت لزوم بازخواست و مجازات کرد. به تمام بانک‌ها و مؤسسات مالی در سراسر جهان باید هشدار داد که هرگونه کمکی به حکومت لیبی برای فرار از تحریم‌های موجود برای این مؤسسات پیامدهای حقوقی خواهد داشت. علاوه بر جریمه نقدی باید یک چنین مؤسساتی را به شکل قضایی نیز مجازات کرد.کارزار مالی می‌تواند از الگوهای جنگ و کارزارهای نظامی الهام بگیرد. این روش‌ها عبارتند از: مهار دشمن، نابود کردن پایگاه‌ها و حمله به خطوط ارتباطی آن. اکنون در مورد لیبی کارزار نظامی و مالی به صورت همزمان باید به پیش برود. ولی همزمان با مشخص‌تر شدن محدودیت‌های روش‌های نظامی، کارزار مالی باید الویت پیدا کند.پاتریک کرونین در پایان تصریح می‌کند که اینکه مجموعه این اقدامات واقعاً به رهایی و نجات مردم لیبی خواهد انجامید و یا نه امری است که در آینده روشن خواهد شد. ولی اعمال فشارهای سختگیرانه اقتصادی بهترین امید برای سرنگون ساختن رژیم قذافی است.


 
بشار اسد: نا آرامی ها توطئه بیگانگان برای تجزیه سوریه  است بشار اسد: نا آرامی ها توطئه بیگانگان برای تجزیه سوریه است
دو هفته پس از آغاز اعتراض ها عليه حکومت سوريه که در آن بيش از شصت نفر کشته شده اند، بشار اسد در نخستين اظهار نظر خود، انگشت اتهام را متوجه «دشمنان سوریه» کرد و نآرامی های کشورش را «توطئه‌ای از سوی بيگانگان برای تجزيه سوريه» ناميد. ادامه

دو هفته پس از آغاز اعتراض ها عليه حکومت سوريه که در آن بيش از دهها نفر کشته شده اند، بشار اسد، رييس جمهوری سوريه در نخستين اظهار نظر خود در این باره، انگشت اتهام را متوجه «دشمنان سوریه» کرد و نآرامی های کشورش را «توطئه از سوی بيگانگان برای تجزيه سوريه» ناميد و گفت «از جنگ و برخورد استقبال نمی کنيم اما اگر به ما تحميل شود از آن باکی نيز نداريم».وی همچنین گفته است: «دشمنان می خواهند دستور کار خود را به سوريه تحميل کنند».اعتراض ها در سوریه از نوزدهم ماه مارس از شهر جنوبی «درعا» آغاز شد و در روزهای اخير به بسياری از شهرهای سوريه سرايت کرده است.رييس جمهوری سوريه که از بیش از  ده سال پیش حاکم بلا منازع کشورش است، همچنین گفته است که «قرار گرفتن در صدر نظام سياسی سوريه را هنوز مسئوليت خود می داند».در حالی که ناآرامی های جاری سوريه بزرگ ترين بحران از آغاز حکومت بشار اسد به شمار می‌آید، وی در سخنران روز چهارشنبه خود گفت که اعتراض ها را «آزمايشی برای عبور دوباره سوريه از موانع بزرگ بروز کرده بر سر راه وحدت ملت» تلقی می کند. آقای اسد گفت «ما را در گذشته نيز امتحان کرده بودند اما هر بار توانستيم که دشمنان را با وحدت خود غافلگير کنيم و رفتاری داشته ايم که هر عضوی از ملت سوريه همواره با گردن افراشته زندگی کرده است».آقای اسد، چشم پزشک تحصيل کرده بريتانيا، گفت که از قرار گرفتن در صدر نظام «احساس سربلندی توام با قدردانی» داشته است و هنوز می خواهد که «حافظ ثبات کشور» باشد.رييس جمهوری سوريه گفت: «دشمنان زمان مناسبی را برای ضربه زدن به ما انتخاب کرده اند اما در نهايت احمق هستند زيرا کشور نادرستی را برای هدف خود برگزيده اند و در نهايت شکست خواهند خورد».آقای اسد  با اشاره به این که  می داند که دشمنان از تلاش باز نخواهند ايستاد، گفت:« اما سرانجام درس عبرت لازم را خواهند گرفت و اگر لازم باشد، ما اين درس را به آنها خواهيم داد».بشار اسد همچنین  «دشمنان سوریه» را متهم کرده است که از  سه راهکار اصلاحات، کشاندن سوريه به جنگ داخلی و سوء استفاده از وضعيت اقتصادی برای ضربه زدن به سوریه استفاده کرده‌اند.رئیس جمهور سوریه همچنین گفته است: «آنها ابتدا به مدت چند هفته از سوريه در شبکه های ماهواره ای و اينترنت بدگويی و فتنه انگيزی کردند و حتی به جعل گزارش پرداختند و وقتی شکست خوردند، به حربه قوميت ها متوسل شدند و سپس به پيامک تلفنی روی آوردند و مردم را به شورش فرا خواندند.»بشار اسد مدعی شد که «افراد نقاب پوش به در خانه های مردم مراجعه کرده و به آنها دستور می دادند که از خانه بيرون آمده به خيابان بروند و عليه حکومت شعار بدهند تا موجب جنگ داخلی بشوند».وی درهمين حال گفت که هر کس را که به خيابان ها آمده است، توطئه گر نمی داند اما اين افراد بايد بدانند که از آنها سوء استفاده شده است.رييس جمهوری سوريه گفت که «دليل اين مدعای او اين است که برخی از شبکه های تلويزيونی از ويران شدن ساختمان های دولتی و اماکن عمومی، ساعتی پيش از آنکه چنين اتفاقی بيفتد، خبر داده اند»، و گفت «اگر اينها توطئه نيست، به راستی آنها چگونه پيشاپيش خبردار شده اند؟».آقای اسد به اين امر اشاره کرد که ناآرامی ها از شهر جنوبی «درعا» آغاز شده است و مدعی گرديد که دليل آن اين است که «دشمنان موفق به تشکيل باندهايی در اين منطقه نزديک مرز شده بودند». اما وی افزود که «هر چند درعا در مرز و در فاصله نزديکی با اسرائيل است اما در قلب همه مردم سوريه است».آقای اسد در مورد مردم «درعا» گفت: «نمی توان هم حافظ وطن بود و هم همکار دشمن شد و همه شهروندان درعا در پاسداری از مام ميهن مسئول هستند.»رئیس جمهور روسیه همچنین با اشاره به کشته شدن شماری از تظاهرکنندگان گفته است:«اينها خون مردم ما بوده که به زمين ريخته شده و ما نگران اين وضعيت هستيم و قصد ریختن خون مردم را نداشته ايم».آقای اسد گفت که بايد از خون های ريخته شده برای «ايجاد وحدت» استفاده کرد.در همين حال، رييس جمهوری سوريه گفت که کشورش در منطقه ای است که دستخوش تغييرات جدی است و افزود که «سوريه در ميان کشورهايی است که از نفوذ زيادی برخوردار بوده و هست» و «چاره ای جز عبرت آموزی نيست».از ديگر سو، آقای اسد تاييد کرد که مردم کشورش مطالباتی دارند که هنوز پاسخی برای آن نگرفته اند اما گفت «وقتی که لشگرهايی در صدر اين حرکت ها قرار می گيرند و مردم را به بيراهه می برند، از افرادی نيز که نيات پاک دارند، سوء استفاده می شود».آقای اسد گفت که «می داند که بلافاصله پس از اين سخنرانی، شبکه های تلويزيونی ماهواره ای خواهند گفت که قول های داده شده کافی نيست ...و فتنه انگيزی ها را ادامه خواهند داد».از سال ۱۹۶۳ که حزب بعث حاکميت را در سوريه در اختیار دارد، در این کشور قوانين حالت فوق‌العاده برقرار است که لغو اين قوانين يکی از خواسته های اساسی مخالفان است.در این میان روز سه‌شنبه و به دنبال اعتراض‌ها در سوریه، دولت ایران کشور که ریاست آن را ناجی عطری بر عهده داشت،  استعفا داده و از مردم سوریه به خاطر «ناتوانی» در اجرای خواسته های ملت «پوزش خواهی» کرده بود.این در حالی است که بشار اسد از ناجی عطری خواسته است، تا زمان تشکيل دولت بعدی، مسئوليت کابينه انتقالی را در دست داشته باشد.از سوی دیگر هم زمان با سخنرانی بشار اسد در پارلمان سوریه، خبرگزاری های غربی از وقوع درگيری های تازه ای در این  کشور از جمله در بندر لاذقیه خبر داده اند.


 
«وزير امور خارجه ليبی از  سمت خود استعفا کرد» «وزير امور خارجه ليبی از سمت خود استعفا کرد»
در حالی که نيروهای وفادار به معمر قذافی توانسته اند سه شهر را از کنترل مخالفان خارج کرده و بازپس بگيرند، وزارت امور خارجه بريتانيا می گويد موسی کوسا، وزير امور خارجه ليبی، وارد لندن شده و گفته است که از سمت خود استعفا کرده است. ادامه

در حالی که نيروهای وفادار به معمر قذافی توانسته اند سه شهر را از کنترل مخالفان خارج کرده و بازپس بگيرند، وزارت امور خارجه بريتانيا می گويد موسی کوسا، وزير امور خارجه ليبی، وارد لندن شده و گفته است که از سمت خود استعفا کرده است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت خارجه بريتانيا در بيانيه ای اعلام کرده است:«ما تاييد می کنيم که موسی کوسا در تاريخ ۳۰ ماه مارس از تونس وارد فرودگاه فارن برو شد. »اين بيانيه اضافه کرده است:« وی (موسی کوسا) به خواست و ميل خود و آزادانه به اينجا (بريتانيا) وارد شد و به ما اعلام کرد که از سمتش استعفا کرده است.»به گزارش خبرگزاری فرانسه، موسی کوسا بلندپايه ترين مقام ليبی است که از زمان آغاز نارامی ها از شش هفته قبل تاکنون از حکومت معمر قذافی کناره گيری می کند.در همین حال، بنا بر گزارش‌ها، نیروهای وفادار  معمر قذافی، رهبر لیبی، روز چهارشنبه با حمله به شهر نفتی رأس لانوف، کنترل این شهر را مجدداً در دست گرفتند و پس از آن موفق شدند با حمله به چند شهر دیگر نیروهای مخالف خود را در حدود ۲۰۰ کیلومتر به سوی شرق برانند.گزارش‌ها حاکی است که نیروهای وفادار  معمر قذافی، هم‌اینک کنترل شهرهای رأس لانوف، بُریقه و عُقیله را در دست گرفته‌اند ولی با حمله هوایی نیروهای بین‌المللی در نزدیکی شهر اجدابیا متوقف شده‌اند.به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروه‌های چندصد نفری از نیروهای مخالفان، در حالی که از نیروهای بین‌المللی درخواست پشتیبانی هوایی می‌کردند از طریق شهر عقیله به سوی شرق عقب‌نشینی کردند و در شهر بریقه مجدداً گرد هم آمدند.آنها در این شهر مهم نفتی در حالی که زیر آتش توپخانه نیروهای قذافی قرار داشتند بار دیگر از قدرت‌های جهانی خواستند تا با تسلیح مخالفان و حملات هوایی از قیام معترضان حمایت کنند.پس از آن، نیروهای مخالف قذافی پس از مقاومتی کوتاه در بریقه، این شهر را ترک کرده و به اجدابیا در ۱۲۰ کیلومتری بریقه گریختند. افراد مسلح نیروی مخالف معمر قذافی به خبرگزاری رویترز گفتند که «قذافی با راکت‌های بسیار بزرگی به ما حمله می‌کند.» گزارش رویترز نیز حاکی است که نیروهای بین‌المللی در ۱۰ کیلومتری اجدابیا نیروی زمینی قذافی را هدف حملات هوایی قرار داده‌اند و شاهدان از برخاستن دود زیادی پس از این حملات در این منطقه خبر می‌دهند.مخالفان معمر قذافی روز یکشنبه در ادامه پیشروی‌های خود کنترل بندر نفتی رأس لانوف را از دست نیروهای وفادار به رهبر لیبی خارج کرده‌ و از آمادگی خود برای صادرات نفت در کمتر از یک هفته دیگر سخن گفته‌بودند.روز چهارشنبه، سازمان ناتو، رسماً فرماندهی و کنترل عملیات نظامی بین‌المللی علیه نیروهای معمر قذافی را به‌دست گرفت. در همین روز ایتالیا از پیشنهاد ایالات متحده و فرانسه برای تأمین اسلحه برای مخالفان معمر قذافی انتقاد کرد.پیشروی‌های نیروهای معمر قذافی در شرق لیبی در حالی صورت می‌گیرد که بیش از ۴۰ کشور و سازمان بین‌المللی روز سه‌شنبه در جریان نشست نمایندگان خود درباره آینده لیبی در لندن، «به اتفاق آرا» پذیرفتند که قذافی باید لیبی را ترک کند.این نمایندگان هم‌چنین در باره تشکیل یک گروه تماس بین‌المللی به توافق دست یافتند.شورای امنیت سازمان ملل به تازگی قطعنامه ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای حفاظت از غیر نظامیان لیبیایی را به تصویب رساند و در پی آن فرانسه، ایالات متحده و بریتانیا حمله به نیروهای معمر قذافی را آغاز کردند.


 
فرهنگ و هنر جهان

فرهاد دریا خواننده محبوب افغان؛ شخصیت برگزیده سال رادیو آزادی فرهاد دریا خواننده محبوب افغان؛ شخصیت برگزیده سال رادیو آزادی
همزمان با پایان گرفتن سال ۸۹ خورشیدن و آغاز سال ۱۳۹۰، بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، فرهاد دریا خواننده سرشناس و محبوب افغان را به عنوان شخصیت سال انتخاب کرد. ادامه

همزمان با پایان گرفتن سال ۸۹ خورشیدن و آغاز سال ۱۳۹۰، بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، فرهاد دریا خواننده سرشناس و محبوب افغان را به عنوان شخصیت سال انتخاب کرد.آقای دریا به خاطر تعهد کم‌نظیر و تلاش‌های مستمر وی برای ترویج تساهل فرهنگی و موسیقی در سطح افغانستان به عنوان شخصیت سال برگزیده شده است.هاشم مهمند، مدیر بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی می‌گوید که «ترانه‌های فرهاد دریا حامل پیام‌های نیرومندی در زمینه صلح و آشتی هستند. او در سراسر کشور و حتی در مناطقی که خطرناک است و طالبان و سایر گروه‌های مخالف موسیقی در آنجا نفوذ دارند برنامه اجرا می‌کند.»فرهاد دریا در عین حال سفیر حسن نیت برنامه توسعه سازمان ملل متحد در افغانستان است و شخصاً در مجموعه‌ای از نهادها و فعالیت‌های خیریه در افغانستان شرکت دارد.او از جمله مؤسسین «دهکده موسیقی» است که نهادی است غیرانتفاعی برای حفظ آثار موسیقی افغانستان. وی همچنین در نهاد خیریه «کوچه»  که از کودکان یتیم و بی‌پناه حمایت می‌کند، فعال است.فرهاد دریا که از سال‌های ۱۹۸۰ جزو خوانندگان سرشناس افغانستان بوده در زمان حکومت طالبان مجبور به ترک این کشور شد. در آن دوران خوانندگی و تولید و پخش موسیقی ممنوع شد و حتی می‌توانست مجازات مرگ داشته باشد.«اتن» اثری از فرهاد دریا/ اتن نوعی رقصی گروهی محلی در افغانستان استبازگشت او به افغانستان در سال ۲۰۰۳ برای بسیاری یک نماد مهم از تغییر وضعیت در این کشور بود. به فاصله کوتاهی پس از بازگشت وی در استادیوم قاضی شهر کابل که در دوران حکومت طالبان محل اجرای مجازات‌های مخوف و وحشتناکی بود اولین کنسرت بزرگ خود را برگزار کرد که در آن بیش از ۲۵ هزار تماشاچی شرکت کردند.فرهاد دریا با وجود تمام تهدیدها از سوی عناصر و گروه‌های تندرو و خشونت‌طلب به اجرای برنامه در سراسر کشور ادامه داده است.در جریان تور «زندگی زیبا است» در سال ۲۰۱۰ که نام آن از فیلم ایتالیایی به کارگردانی «روبرتو بنینی» الهام گرفته است، ده‌ها هزار نفر از افغان‌ها و به خصوص جوانان این کشور در ناامن‌ترین نقاط افغانستان از جمله منطقه هلمند و هرات به تماشای وی رفتند. کنسرت وی در شهر مزار شریف به طور مشخص برای زنان برگزار شد و بیش از ۱۵ هزار زن علاقه‌مند در آن شرکت کردند.اعلام خبر برگزیدن فرهاد دریا به عنوان شخصیت سال و مراسم اهدای جایزه آن در خلال یک کنفرانس مطبوعاتی در شهر کابل اجرا شد.غلام نبی فراهی، معاون وزیر فرهنگ و اطلاعات افغانستان، در این مراسم گفت که «رادیو آزادی با انتختب فرهاد دریا به عنوان شخصیت سال نشان داد که از فعالیت کسانی که برای عدالت اجتماعی، وحدت ملی و دموکراسی می‌کوشند، قدردانی می‌کند.»انتخاب و جایزه شخصیت سال از سوی رادیو آزادی با هدف شناساندن و قدردانی از زحمات و تلاش‌های افرادی صورت می‌گیرد که در کمک به تقویت دموکراسی و جامعه مدنی در افغانستان نقش مؤثری ایفا کرده‌اند.شخصیت‌های قبلی که با همین عنوان برگزیده شده‌اند عبارتند از رمضان بشردوست نماینده مجلس، آنارکالی هنریار پزشک و فعال حقوق بشر و گل‌آقا شیرزی والی ولایت قندهار.در مورد بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادیرادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، یک مؤسسه خبری- رسانه‌ای مستقل و بین‌المللی است که برنامه‌ها و محصولات رادیویی، آنلاین و تلویزیونی آن برای مردم و بخش‌های تأثیرگذار در کشورهای مختلف از جمله روسیه، پاکستان، ایران، عراق، افغانستان و جمهوری‌های آسیای میانه تولید و پخش می‌شوند.هزینه این نهاد بین‌المللی از سوی کنگره آمریکا تعیین و تأمین می‌شود  و زیر نظر یک هیئت امنا فعالیت می‌کند.رادیو اروپای آزاد حدود هشت سال پیش بخش افغانستان رادیو آزادی را با هدف کمک به بازسازی صلح‌آمیز و دموکراتیک افغانستان راه‌اندازی کرد. براساس آمارهای «اینتر مدیا» مؤسسه بررسی فعالیت رسانه‌های بین‌المللی، رادیو آزادی پرطرفدارترین رسانه ارتباط جمعی در افغانستان است.
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

تحريم‌های شورای امنيت عليه رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج تحريم‌های شورای امنيت عليه رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج
شورای امنيت سازمان ملل روز چهارشنبه به تصویب تحريم عليه لورن باگبو، رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج، و نزديکان او رای داد. بر اساس این تحریم ها، سفرهای این افراد محدود شده و اموال و دارايی‌های آنها ضبط می‌شود. ادامه

شورای امنيت سازمان ملل روز چهارشنبه به تصویب تحريم عليه لورن باگبو، رئيس جمهور شکست‌خورده ساحل عاج، و نزديکان او رای داد. بر اساس این تحریم ها، سفرهای این افراد محدود شده و اموال و دارايی‌های آنها ضبط می‌شود.  تمامی ۱۵ عضو شورای امنيت به قطعنامه تحریم این مقام ساحل عاج که پيش‌نويس آن توسط نيجريه و فرانسه تنظيم شده رای مثبت دادند. در این قطعنامه همچنین از لورن باگبو خواسته شده است به خشونت‌ها پايان دهد و عمليات نظامی و کشاندن کشور به سمت جنگ داخلی را متوقف کند. سازمان ملل و اتحاديه آفريقا می‌گويند در انتخابات رياست جمهوری ساحل عاج که چند ماه پیش، ديرتر از موعد، برگزار شد، آلاسان اوتارا در انتخابات پيروز شده است، ولی باگبو خود را پيروز انتخابات می‌داند و حاضر به ترک کاخ رياست جمهوری نيست. درگيری‌ها ميان دو رقيب انتخاباتی به ابيجان، پایتخت کشور، کشيده شده و ارتش با مخالفان درگير شده است. در همین حال شماری از نيروهای نظامی از ارتش جدا شده و به اوتارا پيوسته‌اند. آقای اوتارا که دولت پيشنهادی و نخست وزير خود را هم تعيين کرده، گفته است که ديگر حاضر به گفت‌وگو نيست. در همین زمینه نخست وزير دولت اوتارا گفت: «ديگر جای صحبت نمانده؛ باگبو بايد کنار رود يا کنار زده شود.» به فهرست تحريم‌های سازمان ملل، شماری از نزديکان باگبو از جمله وزير خارجه ساحل عاج، همسر باگبو و اعضای ارشد حزب سياسی او و رئيس دفتر او نیز اضافه شده‌اند و سفرهای آنها محدود شده و اموال و دارايی آن‌ها توقيف می‌شود.در اين قطعنامه اين امکان هم هست که نام‌های ديگری هم به آن اضافه شود. اتحاديه اروپا به جز وزير خارجه ساحل عاج، از پيش تمامی مقامات عالی ساحل عاج را مورد تحريم قرار داده بود.  ژرار آراد، نماینده فرانسه در شورای امنيت، پس از تصويب این قطعنامه گفت: «شايد اين قطعنامه آخرين پيام به باگبو باشد که معنای آن هم خيلی راحت و ساده است: باگبو بايد برود.» وی افزود: «اين شايد تنها راهی باشد که می‌توان از جنگ داخلی و خشونت و خون‌ريزی گسترده در ابيجان جلوگيری کرد.»سازمان ملل در حال حاضر حدود ۱۲ هزار نيروی حافظ صلح در ساحل عاج دارد که در قطعنامه شورای امنيت، تاکيد شده از جان غيرنظاميان حفاظت کنند. اين قطعنامه از نيروهای حافظ صلح خواسته است که در حوزه‌هايی که در آن مستقر هستند، «از تمامی موارد لازم برای حفظ صلح و جلوگيری از هرگونه اعمال خشونت عليه غيرنظاميان استفاده کنند.»اوتارا پيشتر گفته بود که استفاده از زور و قدرت نظامی، تنها راه کنار زدن باگبو از قدرت است. به دنبال برگزاری انتخابات در ساحل عاج در تاريخ ۷ آذرماه سال ۱۳۸۹ کميسيون مستقل انتخابات اين کشور اوتارا را پيروز اين انتخابات دانست، با اين حال شورای قانون اساسی اين کشور نتايج اعلام شده را رد و لوران باگبو را بار ديگر به عنوان رئيس جمهور کشور معرفی کرد.اين در حالی است که در حال حاضر سازمان ملل، اتحاديه آفريقا، گروه اقتصادی کشورهای آفريقای غربی و برخی ديگر از قدرت‌های جهان، اوتارا را به عنوان رئيس جمهور اين کشور به رسميت شناخته‌اند.سازمان ملل در گزارشی گفته است که در نتيجه اختلافات بر سر نتايج انتخابات و حوادث پس از آن که به خشونت کشيده شد، تاکنون دست‌کم ۱۷۳ تن کشته، ۴۷۱ تن دستگير، ۲۴ تن ناپديد و ۹۰ تن شکنجه شده‌اند.به دنبال اين ناآرامی‌ها، ۱۵ کشور آفريقای غربی با باز گذاشتن در مذاکره ميان اوتارا و باگبو اعلام کردند که در صورت به نتيجه نرسيدن اين مذاکرات و کنار نکشيدن باگبو از قدرت تا پايان ماه ژانويه، از راه حل نظامی استفاده خواهد کرد.لورن باگبو از سال ۲۰۰۰ قدرت را در ساحل عاج در دست دارد و اگرچه دوران رياست جمهوری‌اش به صورت قانونی در سال ۲۰۰۵ به پايان رسيده، همچنان عهده‌دار اين سمت است.


 
نشست گروه ۲۰ برای ایمنی نیروگاه‌های اتمی؛ شکست ژاپن در نجات رآکتورها نشست گروه ۲۰ برای ایمنی نیروگاه‌های اتمی؛ شکست ژاپن در نجات رآکتورها
در حالی که فرانسه از قصد خود برای تشکیل نشست گروه ۲۰ با هدف بررسی استانداردهای هسته‌ای خبر داده، مقامات ژاپنی روز پنج‌شنبه اعلام کردند که در کار نجات چهار رآکتور نیروگاه فوکوشیما شکست خورده‌اند. ادامه

در حالی که فرانسه از قصد خود برای تشکیل نشست گروه ۲۰ با هدف بررسی استانداردهای هسته‌ای خبر داده، مقامات ژاپنی روز پنج‌شنبه اعلام کردند که در کار نجات چهار رآکتور نیروگاه فوکوشیما شکست خورده‌اند. شرکت ژاپنی تپکو که مسئولیت نیروگاه اتمی فوکوشیما داییچی را بر عهده دارد روز پنج‌شنبه ضمن اعلام شکست در کار نجات رآکتورهای چهارگانه این نیروگاه هشدار داد که عملیات خروج از بحران اتمی ژاپن ممکن است ماه‌ها به طول بینجامد. به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین از منطقه زلزله‌زده پیرامون نیروگاه فوکوشیما، این نخستین بار است که مسئولان این نیروگاه اعلام می‌کنند که «هیچ راهی» جز خارج کردن چهار رآکتور این تاسیسات از دور ندارند. با این حال مدیر این کمپانی تپکو ابراز امیدواری کرده است دو رآکتور باقی‌مانده از این نیروگاه هنوز قادر به کار باشند. اما ظاهرا دولت ژاپن چنین امیدی ندارد و هم‌چنان بر این عقیده است که هر شش رآکتور این نیروگاه خاموش شود. این خبر در حالی منتشر شده است که به گزارش گاردین روز پنج‌شنبه شاهد «افزایش چشمگیر» آلودگی آب دریا به مواد رادیواکتیو نیز بوده است. آلودگی آب دریا اکنون به ۴۳۸۵ برابر حد مجاز رسیده است. روز چهارشنبه آژانس ایمنی هسته‌ای ژاپن اعلام کرده بود که میزان ید رادیواکتیو موجود در آب‌های حوالی نیروگاه اتمی فوکوشیما داییچی در منطقه زلزله‌زده این کشور بیش از سه هزار برابر بالاتر از حد مجاز رسیده است. در همین حال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در روز پنج‌شنبه پیشنهاد داده است که بر شعاع تخلیه مردم از حوالی نیروگاه آسیب‌دیده افزوده شود. تاکنون ده‌ها هزار نفر از افرادی که تا شعاع ۳۰ کیلومتری فوکوشیما داییچی زندگی می‌کنند از این منطقه تخلیه شده‌اند. نشست گروه ۲۰ برای بررسی استانداردهای ایمنی در همین حال نیکولا سرکوزی، رئیس جمهور فرانسه، از نشست مقامات هسته‌ای کشورهای عضو گروه ۲۰ برای رسیدن به استانداردهای تازه در ایمنی صنایع اتمی در ماه مه، یک ماه دیگر، خبر داده است. آقای سرکوزی نخستین مقام عالی‌رتبه خارجی است که از زمان وقوع زمین‌لرزه ۹ ریشتری در ژاپن از این کشور دیدار کرده است. خبرگزاری فرانسه می‌گوید احتمالا گیدو وستر وله، وزیر خارجه آلمان، از این لحاظ دومین مقام خارجی خواهد بود. به گفته رئیس جمهور فرانسه، نشست گروه ۲۰ در این باره اساس کنفرانسی ویژه از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایمنی اتمی خواهد بود که قرار است در اواخر ماه ژوئن برگزار شود. رهبر فرانسه هدف نشست گروه ۲۰ و کنفرانس متعاقب آن را «تعیین استانداردهایی بین‌المللی برای ایمنی اتمی» توصیف کرده است. به دنبال وقایع نیروگاه فوکوشیمای ژاپن پس از زلزله و سونامی سه هفته پیش چند کشور اروپایی اعلام کردند تلاش ‌خواهند کرد سطح ایمنی نیروگاه‌های خود را بالا ببرند.تاکنون دولت اسپانیا اعلام کرده است که تمامی تدابیر ایمنی و امنیتی موجود در شش نیروگاه اتمی خود را بار دیگر مورد بررسی قرار خواهد داد و آلمان نیز هفت نیروگاه قدیمی خود را موقتا تعطیل کرده است. دولت ژاپن نیز اعلام کرده است که تصمیم دارد میزان استانداردهای ایمنی نیروگاه‌های اتمی خود را افزایش دهد.


 
تأثیر فشارهای اقتصادی شدید در سرنگونی حکومت معمر قذافی تأثیر فشارهای اقتصادی شدید در سرنگونی حکومت معمر قذافی
روزنامه فایننشال تایمز، در یادداشتی به این موضوع پرداخته است که گرچه برقراری منطقه ممنوعه پرواز بر فراز خاک لیبی طی هفته گذشته توانسته است از حملات نیروهای دولتی به غیرنظامیان و کشتار مردم جلوگیری کند اما این اقدام باعث سقوط حکومت نشده است. ادامه

روزنامه فایننشال تایمز، در یادداشتی به این موضوع پرداخته است که گرچه برقراری منطقه ممنوعه پرواز بر فراز خاک لیبی طی هفته گذشته توانسته است از حملات نیروهای دولتی به غیرنظامیان و کشتار مردم جلوگیری کند اما این اقدام باعث سقوط حکومت نشده است.پاتریک کرونین، تحلیلگر آمریکایی و از پژوهشگران مرکز مطالعاتی «نیوامریکن»، در این یادداشت می‌نویسد که اگر حکومت معمر قذافی به بقای خود ادامه دهد هیچیک از مصوبات کنفرانس لندن، که روز سه‌شنبه برای بررسی بحران لیبی و آینده کشور برگزار شد، زمینه اجرایی پیدا نخواهد کرد. بنابراين تشدید فشارهای اقتصادی برای مجازات سران حکومت لیبی بسیار مؤثرتر از قدرت نظامی آمریکا و متحدان آن خواهد بود.وی ادامه می‌دهد که به دست گرفتن کنترل منابع مالی قذافی تعادل قوای موجود را برهم خواهد زد و اطرافیان قذافی و سران نیروهای مسلح را به جدا شدن از حکومت تشویق خواهد کرد. نیروهای ائتلاف بین‌المللی گام‌هایی در این راستا برداشته اند. اکنون برای تشدید فشارهای جدی‌تر به حکومت قذافی برداشتن سه گام دیگر در هفته‌های آینده ضروری است.به نوشته آقای کرونین در گام اول دولت آمریکا باید اطمینان پیدا کند که کشورهای هم پیمان تمام منابع مالی و حساب های بانکی قذافی، خانواده و نزدیکان وی را مسدود کرده و هیچ موردی از حساب های پنهان و غیر مسقیم آن ها از قلم نیافتاده است. هدف از این اقدام مجبور کردن حکومت به تکیه یکجانبه به منابع مالی و پول نقدی است که هم اکنون در داخل کشور موجود است.در گام دوم نیز مرزهای لیبی باید به شدت کنترل شوند تا از خروج ارز و طلا و یا ورود تسلیحات به مناطق تحت کنترل دولت جلوگیری شود. در حال حاضر این مرزها در آشفتگی کامل هستند و برای نظارت و کنترل بر آن باید اقدامات گسترده‌ای صورت بگیرد.اما سومین و مهم‌ترین گام به عقیده آقای کرونین این است که ناتو باید با استفاده از اهرم مالی پیامی بسیار صریح برای مقامات ارشد حکومت لیبی بفرستد و آن اینکه ادامه مشارکت آنها در سرکوب مردم باعث خواهد شد که با محاکمه و مجازات به جرم جنایت علیه بشریت روبه‌رو شوند. ولی در عین حال ادامه حمایت آنها از حکومت معمر قذافی به این معنا خواهد بود که هیچگاه به امتیازات مالی و پاداش‌هایی که معمر قذافی وعده داده است، دست نخواهند یافت. اما اگر آنها موضع خود را تغییر داده و به شورشیان بپیوندند از محل پس‌انداز و منابع مالی قذافی پاداش‌هایی به آنان تعلق خواهد گرفت.آقای کرونین در ادامه می‌افزاید که اکثر مقامات ارشد و کلیدی در حکومت قذافی از اعضای خانواده وی هستند و شاید با یک چنین وعده‌هایی وسوسه نشوند. ولی مقامات مهم دولتی و ارتش مثل وزیران و ژنرال‌ها  وفاداری و پیوند خونی با قذافی ندارند. آنها به خوبی می‌دانند که دوران ۴۰ ساله حکومت قذافی به پایان رسیده است. مقامات ارشد دولت فعلی را با وعده نوعی عفو و حدی از پاداش مالی می‌توان از حکومت جدا کرده و به صف شورشیان آورد.این اقدامات همراه با سایر سیاست‌های دولت آمریکا و متحدان آن کشور می‌تواند از منابع مالی و پس اندازهای معمر قذافی در خارج از کشور که رقم آن حدود 33 میلیارد دلار است بهره بگیرد. در عین حال یک چنین روشی به معنای تصحیح سیاست امنیت ملی آمریکا است. به این معنا که وزارت خزانه‌داری و نهادهای مالی دولت از این پس نقش مهمی را سیاست‌گذاری‌های مربوط به تصمیمات استراتژیک ایفا خواهند کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا با وجود نقش مؤثر و هدایت‌گرانه خود در جنگ اقتصادی علیه تروریسم، تا کنون در زمینه تعقیب و مسدود کردن دارایی رژیم‌هایی نظیر لیبی نقش همه جانبه‌ای نداشته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا همچون وزارت خانه های مشابه در کشورهای دیگر معمولاً از وظایف روزانه خود فراتر نمی‌روند.در حالیکه این نهاد نیز باید روش‌های برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌هایی مثل شورای امنیت ملی آمریکا را به کار بگیرد که برای هر مورد مشخص یک کارزار متمرکز را در دستور کار قرار می‌دهد.آقای کرونین در ادامه تحلیل خود در روزنامه «فایننشال تایمز» به موارد موفقی از اقدامات قاطع‌تر وزارت خزانه‌داری آمریکا برای کنترل و مسدود کردن منابع مالی گروه‌های تروریستی اشاره می‌کند. به عنوان مثال اخیراً این وزارتخانه در همکاری با نهادهای امنیتی و انتظامی کشور توانسته است یک حساب بانکی پنهانی گروه حزب‌الله لبنان را در کانادا کشف کرده و دارایی‌های آن را مسدود کند.در شرایط فعلی نیز می‌توان تمام مؤسسات مالی و اقتصادی که با رژیم قذافی همکاری دارند را کنترل و در صورت لزوم بازخواست و مجازات کرد. به تمام بانک‌ها و مؤسسات مالی در سراسر جهان باید هشدار داد که هرگونه کمکی به حکومت لیبی برای فرار از تحریم‌های موجود برای این مؤسسات پیامدهای حقوقی خواهد داشت. علاوه بر جریمه نقدی باید یک چنین مؤسساتی را به شکل قضایی نیز مجازات کرد.کارزار مالی می‌تواند از الگوهای جنگ و کارزارهای نظامی الهام بگیرد. این روش‌ها عبارتند از: مهار دشمن، نابود کردن پایگاه‌ها و حمله به خطوط ارتباطی آن. اکنون در مورد لیبی کارزار نظامی و مالی به صورت همزمان باید به پیش برود. ولی همزمان با مشخص‌تر شدن محدودیت‌های روش‌های نظامی، کارزار مالی باید الویت پیدا کند.پاتریک کرونین در پایان تصریح می‌کند که اینکه مجموعه این اقدامات واقعاً به رهایی و نجات مردم لیبی خواهد انجامید و یا نه امری است که در آینده روشن خواهد شد. ولی اعمال فشارهای سختگیرانه اقتصادی بهترین امید برای سرنگون ساختن رژیم قذافی است.


 
بشار اسد: نا آرامی ها توطئه بیگانگان برای تجزیه سوریه  است بشار اسد: نا آرامی ها توطئه بیگانگان برای تجزیه سوریه است
دو هفته پس از آغاز اعتراض ها عليه حکومت سوريه که در آن بيش از شصت نفر کشته شده اند، بشار اسد در نخستين اظهار نظر خود، انگشت اتهام را متوجه «دشمنان سوریه» کرد و نآرامی های کشورش را «توطئه‌ای از سوی بيگانگان برای تجزيه سوريه» ناميد. ادامه

دو هفته پس از آغاز اعتراض ها عليه حکومت سوريه که در آن بيش از دهها نفر کشته شده اند، بشار اسد، رييس جمهوری سوريه در نخستين اظهار نظر خود در این باره، انگشت اتهام را متوجه «دشمنان سوریه» کرد و نآرامی های کشورش را «توطئه از سوی بيگانگان برای تجزيه سوريه» ناميد و گفت «از جنگ و برخورد استقبال نمی کنيم اما اگر به ما تحميل شود از آن باکی نيز نداريم».وی همچنین گفته است: «دشمنان می خواهند دستور کار خود را به سوريه تحميل کنند».اعتراض ها در سوریه از نوزدهم ماه مارس از شهر جنوبی «درعا» آغاز شد و در روزهای اخير به بسياری از شهرهای سوريه سرايت کرده است.رييس جمهوری سوريه که از بیش از  ده سال پیش حاکم بلا منازع کشورش است، همچنین گفته است که «قرار گرفتن در صدر نظام سياسی سوريه را هنوز مسئوليت خود می داند».در حالی که ناآرامی های جاری سوريه بزرگ ترين بحران از آغاز حکومت بشار اسد به شمار می‌آید، وی در سخنران روز چهارشنبه خود گفت که اعتراض ها را «آزمايشی برای عبور دوباره سوريه از موانع بزرگ بروز کرده بر سر راه وحدت ملت» تلقی می کند. آقای اسد گفت «ما را در گذشته نيز امتحان کرده بودند اما هر بار توانستيم که دشمنان را با وحدت خود غافلگير کنيم و رفتاری داشته ايم که هر عضوی از ملت سوريه همواره با گردن افراشته زندگی کرده است».آقای اسد، چشم پزشک تحصيل کرده بريتانيا، گفت که از قرار گرفتن در صدر نظام «احساس سربلندی توام با قدردانی» داشته است و هنوز می خواهد که «حافظ ثبات کشور» باشد.رييس جمهوری سوريه گفت: «دشمنان زمان مناسبی را برای ضربه زدن به ما انتخاب کرده اند اما در نهايت احمق هستند زيرا کشور نادرستی را برای هدف خود برگزيده اند و در نهايت شکست خواهند خورد».آقای اسد  با اشاره به این که  می داند که دشمنان از تلاش باز نخواهند ايستاد، گفت:« اما سرانجام درس عبرت لازم را خواهند گرفت و اگر لازم باشد، ما اين درس را به آنها خواهيم داد».بشار اسد همچنین  «دشمنان سوریه» را متهم کرده است که از  سه راهکار اصلاحات، کشاندن سوريه به جنگ داخلی و سوء استفاده از وضعيت اقتصادی برای ضربه زدن به سوریه استفاده کرده‌اند.رئیس جمهور سوریه همچنین گفته است: «آنها ابتدا به مدت چند هفته از سوريه در شبکه های ماهواره ای و اينترنت بدگويی و فتنه انگيزی کردند و حتی به جعل گزارش پرداختند و وقتی شکست خوردند، به حربه قوميت ها متوسل شدند و سپس به پيامک تلفنی روی آوردند و مردم را به شورش فرا خواندند.»بشار اسد مدعی شد که «افراد نقاب پوش به در خانه های مردم مراجعه کرده و به آنها دستور می دادند که از خانه بيرون آمده به خيابان بروند و عليه حکومت شعار بدهند تا موجب جنگ داخلی بشوند».وی درهمين حال گفت که هر کس را که به خيابان ها آمده است، توطئه گر نمی داند اما اين افراد بايد بدانند که از آنها سوء استفاده شده است.رييس جمهوری سوريه گفت که «دليل اين مدعای او اين است که برخی از شبکه های تلويزيونی از ويران شدن ساختمان های دولتی و اماکن عمومی، ساعتی پيش از آنکه چنين اتفاقی بيفتد، خبر داده اند»، و گفت «اگر اينها توطئه نيست، به راستی آنها چگونه پيشاپيش خبردار شده اند؟».آقای اسد به اين امر اشاره کرد که ناآرامی ها از شهر جنوبی «درعا» آغاز شده است و مدعی گرديد که دليل آن اين است که «دشمنان موفق به تشکيل باندهايی در اين منطقه نزديک مرز شده بودند». اما وی افزود که «هر چند درعا در مرز و در فاصله نزديکی با اسرائيل است اما در قلب همه مردم سوريه است».آقای اسد در مورد مردم «درعا» گفت: «نمی توان هم حافظ وطن بود و هم همکار دشمن شد و همه شهروندان درعا در پاسداری از مام ميهن مسئول هستند.»رئیس جمهور روسیه همچنین با اشاره به کشته شدن شماری از تظاهرکنندگان گفته است:«اينها خون مردم ما بوده که به زمين ريخته شده و ما نگران اين وضعيت هستيم و قصد ریختن خون مردم را نداشته ايم».آقای اسد گفت که بايد از خون های ريخته شده برای «ايجاد وحدت» استفاده کرد.در همين حال، رييس جمهوری سوريه گفت که کشورش در منطقه ای است که دستخوش تغييرات جدی است و افزود که «سوريه در ميان کشورهايی است که از نفوذ زيادی برخوردار بوده و هست» و «چاره ای جز عبرت آموزی نيست».از ديگر سو، آقای اسد تاييد کرد که مردم کشورش مطالباتی دارند که هنوز پاسخی برای آن نگرفته اند اما گفت «وقتی که لشگرهايی در صدر اين حرکت ها قرار می گيرند و مردم را به بيراهه می برند، از افرادی نيز که نيات پاک دارند، سوء استفاده می شود».آقای اسد گفت که «می داند که بلافاصله پس از اين سخنرانی، شبکه های تلويزيونی ماهواره ای خواهند گفت که قول های داده شده کافی نيست ...و فتنه انگيزی ها را ادامه خواهند داد».از سال ۱۹۶۳ که حزب بعث حاکميت را در سوريه در اختیار دارد، در این کشور قوانين حالت فوق‌العاده برقرار است که لغو اين قوانين يکی از خواسته های اساسی مخالفان است.در این میان روز سه‌شنبه و به دنبال اعتراض‌ها در سوریه، دولت ایران کشور که ریاست آن را ناجی عطری بر عهده داشت،  استعفا داده و از مردم سوریه به خاطر «ناتوانی» در اجرای خواسته های ملت «پوزش خواهی» کرده بود.این در حالی است که بشار اسد از ناجی عطری خواسته است، تا زمان تشکيل دولت بعدی، مسئوليت کابينه انتقالی را در دست داشته باشد.از سوی دیگر هم زمان با سخنرانی بشار اسد در پارلمان سوریه، خبرگزاری های غربی از وقوع درگيری های تازه ای در این  کشور از جمله در بندر لاذقیه خبر داده اند.


 
«وزير امور خارجه ليبی از  سمت خود استعفا کرد» «وزير امور خارجه ليبی از سمت خود استعفا کرد»
در حالی که نيروهای وفادار به معمر قذافی توانسته اند سه شهر را از کنترل مخالفان خارج کرده و بازپس بگيرند، وزارت امور خارجه بريتانيا می گويد موسی کوسا، وزير امور خارجه ليبی، وارد لندن شده و گفته است که از سمت خود استعفا کرده است. ادامه

در حالی که نيروهای وفادار به معمر قذافی توانسته اند سه شهر را از کنترل مخالفان خارج کرده و بازپس بگيرند، وزارت امور خارجه بريتانيا می گويد موسی کوسا، وزير امور خارجه ليبی، وارد لندن شده و گفته است که از سمت خود استعفا کرده است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت خارجه بريتانيا در بيانيه ای اعلام کرده است:«ما تاييد می کنيم که موسی کوسا در تاريخ ۳۰ ماه مارس از تونس وارد فرودگاه فارن برو شد. »اين بيانيه اضافه کرده است:« وی (موسی کوسا) به خواست و ميل خود و آزادانه به اينجا (بريتانيا) وارد شد و به ما اعلام کرد که از سمتش استعفا کرده است.»به گزارش خبرگزاری فرانسه، موسی کوسا بلندپايه ترين مقام ليبی است که از زمان آغاز نارامی ها از شش هفته قبل تاکنون از حکومت معمر قذافی کناره گيری می کند.در همین حال، بنا بر گزارش‌ها، نیروهای وفادار  معمر قذافی، رهبر لیبی، روز چهارشنبه با حمله به شهر نفتی رأس لانوف، کنترل این شهر را مجدداً در دست گرفتند و پس از آن موفق شدند با حمله به چند شهر دیگر نیروهای مخالف خود را در حدود ۲۰۰ کیلومتر به سوی شرق برانند.گزارش‌ها حاکی است که نیروهای وفادار  معمر قذافی، هم‌اینک کنترل شهرهای رأس لانوف، بُریقه و عُقیله را در دست گرفته‌اند ولی با حمله هوایی نیروهای بین‌المللی در نزدیکی شهر اجدابیا متوقف شده‌اند.به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروه‌های چندصد نفری از نیروهای مخالفان، در حالی که از نیروهای بین‌المللی درخواست پشتیبانی هوایی می‌کردند از طریق شهر عقیله به سوی شرق عقب‌نشینی کردند و در شهر بریقه مجدداً گرد هم آمدند.آنها در این شهر مهم نفتی در حالی که زیر آتش توپخانه نیروهای قذافی قرار داشتند بار دیگر از قدرت‌های جهانی خواستند تا با تسلیح مخالفان و حملات هوایی از قیام معترضان حمایت کنند.پس از آن، نیروهای مخالف قذافی پس از مقاومتی کوتاه در بریقه، این شهر را ترک کرده و به اجدابیا در ۱۲۰ کیلومتری بریقه گریختند. افراد مسلح نیروی مخالف معمر قذافی به خبرگزاری رویترز گفتند که «قذافی با راکت‌های بسیار بزرگی به ما حمله می‌کند.» گزارش رویترز نیز حاکی است که نیروهای بین‌المللی در ۱۰ کیلومتری اجدابیا نیروی زمینی قذافی را هدف حملات هوایی قرار داده‌اند و شاهدان از برخاستن دود زیادی پس از این حملات در این منطقه خبر می‌دهند.مخالفان معمر قذافی روز یکشنبه در ادامه پیشروی‌های خود کنترل بندر نفتی رأس لانوف را از دست نیروهای وفادار به رهبر لیبی خارج کرده‌ و از آمادگی خود برای صادرات نفت در کمتر از یک هفته دیگر سخن گفته‌بودند.روز چهارشنبه، سازمان ناتو، رسماً فرماندهی و کنترل عملیات نظامی بین‌المللی علیه نیروهای معمر قذافی را به‌دست گرفت. در همین روز ایتالیا از پیشنهاد ایالات متحده و فرانسه برای تأمین اسلحه برای مخالفان معمر قذافی انتقاد کرد.پیشروی‌های نیروهای معمر قذافی در شرق لیبی در حالی صورت می‌گیرد که بیش از ۴۰ کشور و سازمان بین‌المللی روز سه‌شنبه در جریان نشست نمایندگان خود درباره آینده لیبی در لندن، «به اتفاق آرا» پذیرفتند که قذافی باید لیبی را ترک کند.این نمایندگان هم‌چنین در باره تشکیل یک گروه تماس بین‌المللی به توافق دست یافتند.شورای امنیت سازمان ملل به تازگی قطعنامه ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای حفاظت از غیر نظامیان لیبیایی را به تصویب رساند و در پی آن فرانسه، ایالات متحده و بریتانیا حمله به نیروهای معمر قذافی را آغاز کردند.


 
فرهنگ و هنر جهان

فرهاد دریا خواننده محبوب افغان؛ شخصیت برگزیده سال رادیو آزادی فرهاد دریا خواننده محبوب افغان؛ شخصیت برگزیده سال رادیو آزادی
همزمان با پایان گرفتن سال ۸۹ خورشیدن و آغاز سال ۱۳۹۰، بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، فرهاد دریا خواننده سرشناس و محبوب افغان را به عنوان شخصیت سال انتخاب کرد. ادامه

همزمان با پایان گرفتن سال ۸۹ خورشیدن و آغاز سال ۱۳۹۰، بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، فرهاد دریا خواننده سرشناس و محبوب افغان را به عنوان شخصیت سال انتخاب کرد.آقای دریا به خاطر تعهد کم‌نظیر و تلاش‌های مستمر وی برای ترویج تساهل فرهنگی و موسیقی در سطح افغانستان به عنوان شخصیت سال برگزیده شده است.هاشم مهمند، مدیر بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی می‌گوید که «ترانه‌های فرهاد دریا حامل پیام‌های نیرومندی در زمینه صلح و آشتی هستند. او در سراسر کشور و حتی در مناطقی که خطرناک است و طالبان و سایر گروه‌های مخالف موسیقی در آنجا نفوذ دارند برنامه اجرا می‌کند.»فرهاد دریا در عین حال سفیر حسن نیت برنامه توسعه سازمان ملل متحد در افغانستان است و شخصاً در مجموعه‌ای از نهادها و فعالیت‌های خیریه در افغانستان شرکت دارد.او از جمله مؤسسین «دهکده موسیقی» است که نهادی است غیرانتفاعی برای حفظ آثار موسیقی افغانستان. وی همچنین در نهاد خیریه «کوچه»  که از کودکان یتیم و بی‌پناه حمایت می‌کند، فعال است.فرهاد دریا که از سال‌های ۱۹۸۰ جزو خوانندگان سرشناس افغانستان بوده در زمان حکومت طالبان مجبور به ترک این کشور شد. در آن دوران خوانندگی و تولید و پخش موسیقی ممنوع شد و حتی می‌توانست مجازات مرگ داشته باشد.«اتن» اثری از فرهاد دریا/ اتن نوعی رقصی گروهی محلی در افغانستان استبازگشت او به افغانستان در سال ۲۰۰۳ برای بسیاری یک نماد مهم از تغییر وضعیت در این کشور بود. به فاصله کوتاهی پس از بازگشت وی در استادیوم قاضی شهر کابل که در دوران حکومت طالبان محل اجرای مجازات‌های مخوف و وحشتناکی بود اولین کنسرت بزرگ خود را برگزار کرد که در آن بیش از ۲۵ هزار تماشاچی شرکت کردند.فرهاد دریا با وجود تمام تهدیدها از سوی عناصر و گروه‌های تندرو و خشونت‌طلب به اجرای برنامه در سراسر کشور ادامه داده است.در جریان تور «زندگی زیبا است» در سال ۲۰۱۰ که نام آن از فیلم ایتالیایی به کارگردانی «روبرتو بنینی» الهام گرفته است، ده‌ها هزار نفر از افغان‌ها و به خصوص جوانان این کشور در ناامن‌ترین نقاط افغانستان از جمله منطقه هلمند و هرات به تماشای وی رفتند. کنسرت وی در شهر مزار شریف به طور مشخص برای زنان برگزار شد و بیش از ۱۵ هزار زن علاقه‌مند در آن شرکت کردند.اعلام خبر برگزیدن فرهاد دریا به عنوان شخصیت سال و مراسم اهدای جایزه آن در خلال یک کنفرانس مطبوعاتی در شهر کابل اجرا شد.غلام نبی فراهی، معاون وزیر فرهنگ و اطلاعات افغانستان، در این مراسم گفت که «رادیو آزادی با انتختب فرهاد دریا به عنوان شخصیت سال نشان داد که از فعالیت کسانی که برای عدالت اجتماعی، وحدت ملی و دموکراسی می‌کوشند، قدردانی می‌کند.»انتخاب و جایزه شخصیت سال از سوی رادیو آزادی با هدف شناساندن و قدردانی از زحمات و تلاش‌های افرادی صورت می‌گیرد که در کمک به تقویت دموکراسی و جامعه مدنی در افغانستان نقش مؤثری ایفا کرده‌اند.شخصیت‌های قبلی که با همین عنوان برگزیده شده‌اند عبارتند از رمضان بشردوست نماینده مجلس، آنارکالی هنریار پزشک و فعال حقوق بشر و گل‌آقا شیرزی والی ولایت قندهار.در مورد بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادیرادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، یک مؤسسه خبری- رسانه‌ای مستقل و بین‌المللی است که برنامه‌ها و محصولات رادیویی، آنلاین و تلویزیونی آن برای مردم و بخش‌های تأثیرگذار در کشورهای مختلف از جمله روسیه، پاکستان، ایران، عراق، افغانستان و جمهوری‌های آسیای میانه تولید و پخش می‌شوند.هزینه این نهاد بین‌المللی از سوی کنگره آمریکا تعیین و تأمین می‌شود  و زیر نظر یک هیئت امنا فعالیت می‌کند.رادیو اروپای آزاد حدود هشت سال پیش بخش افغانستان رادیو آزادی را با هدف کمک به بازسازی صلح‌آمیز و دموکراتیک افغانستان راه‌اندازی کرد. براساس آمارهای «اینتر مدیا» مؤسسه بررسی فعالیت رسانه‌های بین‌المللی، رادیو آزادی پرطرفدارترین رسانه ارتباط جمعی در افغانستان است.
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

منتجب نيا: با اخطار مقام‌های ذیربط نشست شورای مرکزی حزب اعتماد ملی را لغو کردیم منتجب نيا: با اخطار مقام‌های ذیربط نشست شورای مرکزی حزب اعتماد ملی را لغو کردیم
رسول منتجب نيا، معاون دبيرکل حزب اعتماد ملی، گفته است تاکنون چند بار شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تصميم به بر گزاری جلسات خود گرفته اما اخطار «مقامات ذيربط» باعث شده تا اين نشست ها لغو شود. ادامه

رسول منتجب نيا، معاون دبيرکل حزب اعتماد ملی، گفته است تاکنون چندین بار شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تصميم به بر گزاری جلسات خود گرفته اما اخطار «مقامات ذيربط» باعث شده تا اين نشست ها لغو شود. رسول منتجب نيا روز چهارشنبه درگفت وگو با «خبر آنلاين» گفته است که حزب اعتماد ملی «تعطيل» يا «توقيف» نشده است. طبق اين گزارش، رسول منتجب‌نيا در پاسخ به اظهارات حميدرضا فولادگر، عضو کميسيون ماده ۱۰ احزاب، در روز يکشنبه در خصوص واگذاری «تعين و تکليف» وضعيت حزب اعتماد ملی صحبت می کرد. حميدرضا فولادگر گفته بود اعضای حزب اعتماد ملی می بايست برای ادامه فعاليت خود شورای مرکزی و دبيرکل «جديد» انتخاب کنند.مهدی کروبی دبيرکل حزب اعتماد ملی و از رهبران مخالفان در ايران، از زمان برگزاری تجمع های اعتراضی در ۲۵ بهمن ماه سال گذشته در «حصر خانگی» به سر می برد و ارتباط وی و فاطمه کروبی، همسرش، با بيرون توسط نيروهای امنيتی قطع شده است.رسول منتجب نيا در واکنش به اظهارات حميدر ضا فولادگر گفته است: «حزب اعتماد ملی نه تعطيل شده و نه توقيفش کرده اند. تنها به دليل مسائل مربوط به شخص آقای کروبی، دفتر حزب اعتماد ملی را پلمپ کردند که بعد از مدتی با تلاش صاحب خانه (مالک)، رفع پلمپ شد و به او تحويل داده شد. ولی در مورد حزب اعتماد ملی تا کنون هيچ اعلام رسمي‌ای دال بر ممنوعيت فعاليت ما نشده است.» رسول منتجب‌نیا اضافه کرده است:« البته به صورت غيررسمی چندين بار خواستيم جلسات شورای مرکزی حزب را تشکيل دهيم ولی مقامات ذيربط اخطار دادند و ما هم از برگزاری جلسات ممانعت کرديم. چون نمي‌خواستيم مشکلی برای اعضا به وجود بيايد.»معاون دبيرکل حزب اعتماد ملی توضيحی در خصوص  این «مقامات ذيربط» نداده است.ولی با اين حال رسول منتجب‌نیا گفته است:«اگر بدانيم که مي توانيم جلسه بگذاريم، بار ديگر حزب اعتماد ملی را فعال مي کنيم.»انتخاب دبيرکل جديدرسول منتجب نيا در ادامه گفته است چنانچه اجازه تشکيل جلسات شورای مرکزی داده شود، انتخابات شورای مرکزی برای انتخاب اعضای جديد برگزار خواهد شد.رسول منتجب نيا در پاسخ به اين پرسش که اگر انتخابات جديد شورای مرکزی حزب اعتماد ملی برگزار شود، آيا احتمال انتخاب فرد ديگری به جای مهدی کروبی وجود دارد، گفته است:« همه چيز محتمل است. اگر ما بتوانيم کنگره تشکيل دهيم، شايد ايشان ديگر تمايل نداشته باشند که در اين کنگره شرکت کنند و داوطلبانه نخواهند برای دبيرکلی حزب کانديدا شوند.» حزب اعتماد ملی در جريان دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران در خرداد سال ۱۳۸۸ از مهدی کروبی حمايت کرد و به همين دليل از سوی دولت تحت فشار قرار گرفت. روزنامه اعتماد ملی نيز درمردادماه سال ۱۳۸۸ توقيف شد.


 
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

«تشییع جنازه پدر موسوی ناتمام ماند؛ بازداشت دست‌کم هفت نفر در مراسم» «تشییع جنازه پدر موسوی ناتمام ماند؛ بازداشت دست‌کم هفت نفر در مراسم»
به گزارش وب‌سایت کلمه، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی صبح پنج‌شنبه از مراسم تشییع جنازه میراسماعیل موسوی،پدر میرحسین موسوی، جلوگیری کرده و دست‌کم هفت تن از حاضران در این مراسم را بازداشت کرده‌اند. ادامه

به گزارش وب‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی صبح پنج‌شنبه از مراسم تشییع جنازه میراسماعیل موسوی،پدر میرحسین موسوی، جلوگیری کرده و دست‌کم هفت تن از حاضران در این مراسم را بازداشت کرده‌اند.به نوشته این وب‌سایت، تشييع جنازه ميراسماعيل موسوی که قرار بود از مقابل منزل او در محله درخونگاه تهران برگزار شود با دخالت و «حضور بسيار پررنگ» نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی نيمه‌تمام ماند.پدر میرحسین موسوی، روز چهارشنبه، در منزل خود در تهران و در حالی که بیش از ۴۵ روز از حصر و بازداشت خانگی آقای موسوی و زهرا رهنورد می‌گذرد، به دلیل کهولت سن از دنیا رفت.در همین حال، ليلا موسوی، برادرزاده ميرحسين موسوی، در صفحه فيس‌بوک خود گفته است که چهارشنبه شب میرحسین موسوی مدتی کوتاه و در حضور ماموران امنیتی بر سر پيکر پدرش حاضر شده است. به گفته لیلا موسوی، آقای موسوی «یک‌دم می‌گفت صبر...صبر...صبر... فقط صبر.»کلمه می‌نویسد: «لباس‌شخصی‌ها با بی‌حرمتی نسبت به مراسم و جنازه، پيکر مرحوم را به آمبولانس منتقل کردند.»به گزارش این وب‌سایت، «مشايعت‌کننده‌ها که از رفتارهای زننده و دور از نزاکت ماموران امنيتی حکومت به شدت منزجر شده بودند به اين اتفاقات اعتراض کردند». کلمه می‌افزاید «حاضرين شاهد بودند» که ماموران امنيتی در اين مراسم دختر جوانی را کشان‌کشان با خود می‌بردند و اعتراض و تلاش مردم هم نتيجه‌ای در برنداشت. هنوز از تعداد دقيق بازداشتی‌ها و اين که آيا آنان هنوز در بازداشت هستند اطلاعی در دست نيست.در همین حال برخی از شخصیت‌های اصلاح‌طلب و مذهبی در پیام‌های تسلیت خود به مناسبت درگذشت میراسماعیل موسوی، به حصر خانگی آقای موسوی و سرکوب معترضان در ایران اشاره کرده‌اند.احمد منتظری،فرزند آیت‌الله منتظری، در پيام تسليت خود می‌نویسد: «جای بسی تأسف است که در جمهوری اسلامی، جناب‌عالی با آن سابقه درخشان و پر افتخار، مظلومانه در حصر خانگی به سر می‌بريد و تعدادی از انديشمندان و فرزندان اين مرز و بوم که سرمايه‌های فکری و ارزشمند مملکت می‌باشند در زندان گرفتار و اسيرند.»وی می‌افزاید: «اميدوارم مسئولين امر به خود آيند و از اين فرصت استفاده کنند و به اين سنت ناپسند خاتمه دهند و حداقل با آزادی شما يک قدم به راه مستقيم و به اصول اسلام و انقلاب نزديک شوند.»محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، نیز در پیام تسلیت خود گفته است: «اين ماتم را به جناب‌عالی و خاندان شريف موسوی و همه بستگان محترم به‌خصوص خواهر ارجمندتان، مادر بزرگوار شهيد موسوی، تسليت عرض می‌کنم.»اشاره آقای خاتمی به سيد علی موسوی، خواهرزاده ميرحسين موسوی، است که در عاشورای سال ۱۳۸۸ در تهران بر اثر شليک گلوله مأموران امنیتی جمهوری اسلامی کشته شده است.کلمه خاطرنشان می‌کند که «میراسماعیل موسوی خامنه که متولد سال ۱۲۸۷ بود، پدر دو شهید بوده و نسبت دور خانوادگی با علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، داشته است.»این وب‌سایت می‌افزاید که به دلیل همین نسبت خانوادگی و همچنین «جایگاه خاص» میراسماعیل موسوی در خامنه، در دوران انقلاب، آقای خامنه‌ای مدتی در خانه او پناه گرفته است.


 
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:7 | لینک ثابت |

نگرانی جامعه بهايیان از افزايش حکم زندان رهبران بهايی در ايران نگرانی جامعه بهايیان از افزايش حکم زندان رهبران بهايی در ايران
جامعه بين‌المللی بهاييان روز چهارشنبه در بيانيه‌ای از افزايش حکم زندان رهبران بهايی ايران به ۲۰ سال که شفاهی به آنان اعلام شده ابراز نگرانی کرده و آن را نشانه «دورويی و تزوير» جمهوری اسلامی دانست. ادامه

جامعه بين‌المللی بهاييان روز چهارشنبه در بيانيه‌ای از افزايش حکم زندان رهبران بهايی ايران به ۲۰ سال که شفاهی به آنان اعلام شده ابراز نگرانی کرده و آن را نشانه «دورويی و تزوير» جمهوری اسلامی دانست. حدود شش ماه پيش هفت تن از سران جامعه بهايی ايران که به زندان افتاده بودند، نسبت به حکم ۲۰ سال زندان که آن هم نه از طريق حکم رسمی، که شفاهی به آنها اعلام شده بود به دادگاه تجديدنظر اعتراض کردند.به گفته جامعه بين‌المللی بهايیان، دادگاه تجديدنظر حکم اوليه را به ۱۰ سال زندان کاهش داد که باز هم به طور رسمی اعلام نشده بود. با اين حال این جامعه بين‌المللی در بيانيه خود می‌گويد که بار ديگر به طور شفاهی گفته شده که حکم اوليه یعنی همان ۲۰ سال زندان تاييد شده است. بانی دوگال، نماينده جامعه بين‌المللی بهاييان در سازمان ملل گفت: «ما تاييد می‌کنيم که به هفت رهبر زندانی بهاييان شفاها گفته شده است که حکم اوليه تاييد و حکم دادگاه تجديد نظر رد شده است. اما هيچ حکمی نه صادر شده و نه به وکيل چيزی داده شده و نه اعلام رسمی شده است.»خانم دوگال گفته است: «حتی دلايل حقوقی اين حکم هم اعلام نشده است. فقط به نظر می‌رسد دادستان عمومی که حق دارد هر حکمی را که تشخيص داد مخالف قوانين شرع است مورد مخالفت قرار دهد این حکم را به چالش کشیده است.»وی افزود: «تمامی اين‌ها نشانه يک بازی از قبل طراحی شده از سوی مقامات است تا بتوانند نتيجه را به سود خود تغيير دهند. هر انسان منطقی می‌تواند اين تزوير و دوگانگی و منفی‌گرايی مقامات نظام جمهوری اسلامی ايران در جريان اين حکم را تشخيص دهد.» خانم دوگال گفت: «از ۳۰ ماه پيش که بازداشت غيرقانونی هفت رهبر بهايیان در ايران شروع شد، تا زمان شروع دادگاه و تا مرحله فعلی و دفاعيه و صدور حکم، همه نشان می‌دهد که اين حکم از قبل تعيين شده بوده است.» فريبا کمال‌آبادی، جمال‌الدين خانجانی، عفيف نعيمی، سعيد رضايی، مهوش ثابت، بهروز توکلی و وحيد تيزفهم، هفت تن از رهبران جامعه بهايی ايران هستند که از حدود دو سال و نيم پيش در زندان به سر می‌برند. «جامعه جهانی بهايیان» سازمانی غيردولتی است که در ۱۸۰ کشور جهان شعبه دارد و ۵ ميليون بهايی در جهان را نمايندگی می‌کند.ايران بهاييت را به عنوان دين به رسميت نمی‌شناسد و در سال‌های پس از پيروزی انقلاب اسلامی، بهاييان در ايران اجازه تحصيل در دانشگاه‌ و استخدام در دستگاه‌های دولتی را نداشته‌اند. زندانی بودن بيش از ۵۰ شهروند بهايی در ايران در حالی است که محمدجواد لاريجانی، دبير ستاد حقوق بشر دستگاه قضايی جمهوری اسلامی، پيش از اين در گفت‌وگويی با شبکه خبری پرس تی‌وی گزارش‌های حاکی از نقض حقوق اقليت مذهبی بهايی در ايران را رد کرده است.به گفته آقای لاريجانی، «بهاييان در ايران از حمايت قانون برخوردارند» و جامعه بهايی ايران «پرنفوذ» است.


 
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:6 | لینک ثابت |

 
تاکید دوباره کویت بر «دخالت سپاه» در جاسوسی؛ «اخراج سه ایرانی» از کویت تاکید دوباره کویت بر «دخالت سپاه» در جاسوسی؛ «اخراج سه ایرانی» از کویت
خبرگزاری رویترز به نقل از یک روزنامه کویتی از تاکید دوباره وزیر امور خارجه کویت بر دست داشتن سپاه پاسداران ایران در جاسوسی در این کشور عربی و «هدف گرفتن امنیت کویت» خبر داده است. مقام کویتی همچنین به اخراج سه دیپلمات ایرانی از کویت اشاره کرده است. ادامه

خبرگزاری رویترز به نقل از یک روزنامه کویتی از تاکید دوباره وزیر امور خارجه کویت بر دست داشتن سپاه پاسداران ایران در جاسوسی در این کشور عربی و «هدف گرفتن امنیت کویت» خبر داده است. مقام کویتی همچنین به اخراج سه دیپلمات ایرانی از کویت اشاره کرده است. رویترز به نقل از شیخ محمد السالم الصباح، وزیر خارجه کویت، می‌گوید: «کویت در برابر همسایه‌اش ایران فقط ابراز حسن نیت می‌کند، اما در مقابل می‌بینیم که سپاه پاسداران این هسته [جاسوسی] را برای هدف گرفتن امنیت کویت ایجاد می‌کند.» پیشتر در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۹ نیز وزیر کشور عربستان از کشف «شبکه جاسوسی وابسته به سپاه پاسداران» در کویت خبر داده بود، خبری که بعدا مقامات جمهوری اسلامی رد کرده و آن را «در راستای خدشه وارد کردن به روابط دو کشور» ارزیابی کردند. پیش از وزیر کشور عربستان نیز روزنامه کویتی القبس در مطلبی نوشته بود که دست‌کم هفت نفر از اعضای یک «شبکه جاسوسی وابسته به ایران که در پلیس و ارتش کویت فعالیت می‌کردند» بازداشت شده‌اند. در آن زمان رسانه‌های کویت گزارش کردند که این افراد متهم به جمع‌آوری اطلاعات «از پایگاه‌های نظامی آمریکا و کویت برای سپاه» هستند. حال خبرگزاری رویترز به نقل از همین روزنامه القبس در روز پنج‌شنبه به اظهار نظر وزیر خارجه کویت اشاره کرده که ضمن تاکید بر دخالت سپاه ایران در امور این کشور گفته است «سه دیپلمات ایرانی نیز از کویت اخراج خواهند شد». خبرگزاری فرانسه نیز روز چهارشنبه گذشته به نقل از روزنامه کویتی الوطن اعلام کرده بود که یک روز پس از حکم اعدام دادگاهی در کویت برای دو شهروند ایرانی و یک شهروند کویتی به اتهام جاسوسی برای ایران، کویت سفیر خود را از ایران فراخوانده است. روزنامه القبس همچنین از قول وزیر خارجه کویت ضمن اشاره به این که سفیر کویت «برای مشاوره» به کشورش فراخوانده شده نوشته است: «کاردار ایران احضار شده و به او اطلاع داده شده است که باید سه دیپلمات مرتبط با این شبکه جاسوسی اخراج شوند.» روز چهارشنبه خبرگزاری نیمه‌رسمی مهر به نقل از یک «مقام آگاه» در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی که به نامش اشاره‌ای نشده بود اظهارات مقام‌های کویتی درباره «کشف شبکه جاسوسی ایرانی» در کویت را «کذب و بی‌اساس» خواند.


 
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:6 | لینک ثابت |
«قول و تعهد عمیق آرژانتین» به ادامه تحقیقات در پرونده آمیا «قول و تعهد عمیق آرژانتین» به ادامه تحقیقات در پرونده آمیا
تنها دو روز پس از توضیح خواستن دولت اسرائیل از آرژانتین در مورد روند پرونده قضایی آمیا، مقامات اسرائیلی می‌گویند آرژانتین قول داده است به تحقیقات در زمینه بمب‌گذاری‌ها در مراکز یهودیان ادامه دهد. ادامه

تنها دو روز پس از توضیح خواستن دولت اسرائیل از آرژانتین در مورد روند پرونده قضایی آمیا، مقامات اسرائیلی می‌گویند آرژانتین قول داده است به تحقیقات در زمینه بمب‌گذاری‌ها در مراکز یهودیان ادامه دهد. به گفته نیتن شارانسکی، مدیر آژانس یهود که حمایت دولت اسرائیل را پشت خود دارد، هکتور تیمرمن، وزیر امور خارجه آرژانتین، «تعهد عمیق خود به تحقیقات» در این زمینه را اعلام کرده است. وزارت خارجه اسرائيل روز سه‌شنبه گذشته خبر داد که از دولت آرژانتین در مورد توقف روند پرونده قضایی حمله به مرکز یهودی آمیا در ازای معاملات تجاری با جمهوری اسلامی ایران رسما توضیح خواسته است. اسرائیلی‌ها از مقامات آرژانتین خواسته بودند که مشخص کنند اخبار مبنی بر معاملات تجاری ایران و آرژانتین در ازای توقف پرونده قضايی حمله به آمیا حقيقت دارد يا در حد شايعه است. خبر مبنی بر معامله آرژانتین با جمهوری اسلامی ایران در گزارشی از روزنامه آرژانتینی پرفیل در شنبه گذشته آمده بود مبنی بر این که آرژانتين در برابر قراردادهايی به ارزش سالانه ۱.۲ ميليارد دلار رضايت داده است کل پرونده قضايی انفجار در مرکز يهوديان را متوقف کند. روزنامه پرفیل منبع خبر خود را «یک پیام دیپلماتیک از سفارت ایران» نقل کرده بود که به گفته این روزنامه در آن آمده است: «آرژانتین دیگر علاقه‌ای به حل مسئله این دو حمله ندارد، اما در مقابل ترجیح می‌دهد روابط اقتصادی خود با ایران را بهبود ببخشد.» در پرونده انفجار در مرکز یهودیان بوئنوس آیرس، آمیا، در سال ۱۹۹۴ که به مرگ ۸۵ نفر انجامید شماری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ايران جزء متهمان اصلی هستند. اسرائيل بر اين باور است که ايران مسئول بمب‌گذاری سال ۱۹۹۲ در سفارت اسرائيل در بوئنوس آيرس و انفجار مرکز فرهنگی يهوديان آميا در سال ۱۹۹۴ است. اين انفجارها ۱۱۴ کشته و بيش از ۵۰۰ زخمی در پی داشت و هر دو پرونده هنوز در جريان است. در انفجار سفارت اسرائیل ۲۹ نفر جان خود را از دست دادند. جمهوری اسلامی ایران هر گونه دخالت در این دو انفجار را قویا رد کرده است.


نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:5 | لینک ثابت |
جهان خشونت و چپاولگری حکومت ایران را نادیده نگیرد جهان خشونت و چپاولگری حکومت ایران را نادیده نگیرد
عباس میلانی، استاد تاریخ و مدیر مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، در تحلیلی در وب سایت «نیو ریپابلیک» با اشاره به واکنش جامعه جهانی به رفتار رژیم حاکم بر لیبی، تأکید می‌کند که جهان تا کنون به شکل شایسته‌ای در برابر این نوع حکومت‌ها واکنش نشان نداده و یکی از موارد آن بی‌توجهی به تشدید خشونت و افزایش چپاولگری جمهوری اسلامی ایران است. ادامه

عباس میلانی، استاد تاریخ و مدیر مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، در تحلیلی در وب سایت «نیو ریپابلیک» با اشاره به واکنش جامعه جهانی به رفتار رژیم حاکم بر لیبی، تأکید می‌کند که جهان تا کنون به شکل شایسته‌ای در برابر این نوع حکومت‌ها واکنش نشان نداده و یکی از موارد آن بی‌توجهی به تشدید خشونت و افزایش چپاولگری جمهوری اسلامی ایران است.آقای میلانی در مقدمه مطلب خود یادآوری می‌کند که جهان در تمام چهار دهه‌ای که قذافی بر لیبی حاکم بوده با این رژیم مناسبات اقتصادی خود را ادامه داده و به ندرت در برابر وحشیگری و جنایات این حکومت واکنش نشان داده است. اکنون سؤال این است که اگر نمی خواهیم چنین روشی در مورد حکومت ایران تکرار شود چرا جامعه جهانی در برابر تشدید خشونت و چپاولگری‌های جمهوری اسلامی کاری نمی‌کند؟آقای میلانی یادآور می‌شود که با وجود آنکه در مورد ایران دخالت نظامی مفید و مؤثر نخواهد بود ولی واکنش و اقدام جامعه بین‌المللی در برابر اقدامات سرکوبگرانه و تشدید خشونت‌ها توسط حکومت مذهبی ایران ضروری و از نظر اخلاقی و انسانی موجه است و رهبران آمریکا باید در مورد مطالبات و مبارزه مردم ایران برخورد فعال‌تری داشته و نسبت به اقدامات حکومت آن کشور واکنش جدی‌تری نشان دهند.وی می‌نویسد، جمهوری اسلامی ایران طی بیش از سه دهه حکومت خود با گسترش ترور و سرکوب ده‌ها هزار نفر را زندانی کرده، چندین هزار نفر را اعدام کرده و نزدیک به سه میلیون نفر از جمعیت آن کشور، از جمله تعداد زیادی از افراد متخصص، روشنفکران، روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و مدنی را مجبور به تبعید کرده است.بر اساس اسناد و شواهد غیر قابل انکار در سال ۱۹۸۸ حدود چهار هزار نفر از زندانیان سیاسی به دستور مستقیم آیت‌الله خمینی به جوخه اعدام سپرده شدند که نمونه کاملاً آشکاری از یک جنایت بزرگ علیه بشریت است. اگر تمامی اقدامات جنایتکارانه حکومت ایران را در نظر بگیریم هیچ حکومت دیگری در خاورمیانه، حتی سوریه و یا لیبی، برای حفظ اقتدار جابرانه خود تا این حد کشتار و جنایت نکرده‌اند. نظام حاکم بر ایران که هم اکنون بر اساس شراکت آیت‌الله خامنه ای و سپاه پاسداران استوار است به معنای واقعی و نمادين کلمه توانسته است با خیال راحت به سرکوب و چپاول ادامه بدهد.آقای میلانی می‌افزاید که در هفته‌های اخیر با وجود آنکه حکومت ایران به سرکوب جبش سبز ادامه داده و رهبران آن را به نوعی محبوس کرده است حوادث و نا آرامی‌های خاورمیانه باعث شده که توجه جامعه جهانی از رفتار حکومت ایران منحرف شود. گذشته از موارد استثنایی مثل پیام نوروزی باراک اوباما، که در آن رئیس جمهور آمریکا با صراحت از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران دفاع کرد، حوادث مصر، لیبی و سایر کشورهای خاورمیانه و همینطور فاجعه انسانی در ژاپن باعث شده است که مسئله ایران کمتر مورد توجه رسانه‌ها و محافل سیاسی قرار بگیرد.علاوه بر این اقدام نادرست دولت عربستان سعودی برای اعزام نیروی نظامی به بحرین بهانه و فرصت خوبی را در اختیار رژیم ایران قرار داده تا خود را با مبارزات آزادیخواهانه در آن کشور همسو جلوه دهد. آقای میلانی در ادامه تحلیل خود در وب سایت «نیوریپابلیک» می‌نویسد با وجود این حوادث که به نوعی به نفع حکومت ایران تمام شده اختلافات و شکاف‌های درونی حکومت اسلامی در حال تشدید است و کنار گذاشته شدن هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان را باید نمادی از این شدت‌گیری اختلافات قلمداد کرد. علاوه بر این در هفته‌های اخیر رسانه‌های وابسته و هوادار آیت‌الله خامنه‌ای و سپاه پاسداران به شکل صریح و بی‌سابقه‌ای احمدی‌نژاد و مشاور جنجالی وی یعنی اسفندیار رحیم مشایی را با لحن تندتری مورد حمله قرار داده‌اند. وضعیتی که به گفته وی، حکومت مذهبی ایران را با چالش‌های نوینی روبه‌رو خواهد کرد. وی ادامه می‌دهد، تهیه و توزیع سی‌دی‌های تبلیغاتی که با هزینه دولت انجام شده است احمدی‌نژاد را معصوم و مرتبط با امام زمان توصیف کرده که زمینه را برای بازگشت امام دوازدهم شیعیان فراهم می‌کند. این اقدام خشم شدید فرماندهان سپاه و تعدادی از روحانیون ارشد را برانگیخته است. این مقامات نظامی و مذهبی در سخنان خود که در رسانه‌های ایران منعکس شده است مطالب و نقل قول‌های مندرج در این تبلیغات را زیر سؤال برده و تلاش جناح احمدی‌نژاد برای مرتبط دانستن خود با بازگشت امام زمان را به شدت محکوم کرده‌اند.عباس میلانی در بخش پایانی تحلیل خود خاطر نشان می‌کند که تاریخ حکومت اسلامی نشان می‌دهد که در سرکوب مخالفان بسیار بی‌رحمانه عمل می‌کند ولی در میزان به‌کارگیری خشونت بسیار هوشیار است. رهبران ایران از هر اقدامی برای باقی ماندن در قدرت استفاده می‌کنند ولی میزان بهره‌برداری خود از هر یک از این اقدامات را در مقایسه با هزینه‌های آن به خوبی می‌سنجند. با وجود لحن و سخنان تهدیدآمیز و سرکشانه‌ای که از زبان آنها جاری می‌شود حقیقت این است که آنها برای واکنش جامعه جهانی و افکار عمومی در داخل کشور اهمیت فراوانی قائل هستند. در یک چنین شرایطی به عقیده آقای میلانی، واکنش خشم‌آلود و قاطع جامعه بین‌المللی به اقدامات حکومت ایران بدون شک تأثیرگذار خواهد بود.


 

نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 10:5 | لینک ثابت |
بشار اسد در پارلمان سوریه، توطئه گران را به تلاش برای نابودی کشور متهم کرد
بشار اسد رییس جمهور سوریه، روز چهارشنبه در پارلمان این کشور سخنرانی کرد. اگر چه پیشتر خبرگزاری ها از اعلام لغو قانون وضعیت فوق العاده و آغاز اصلاحات گسترده خبر داده بودند، بشار اسد دراینباره سخنی به میان نیاورد. قانون وضعیت فوق العاده چندین دهه است که در سوریه پابرجاست. این درحالیست که بشار اسد که برای اولین بار پس ازآغاز اعتراضات با مردم سخن می گفت درباره ی رخدادهای اخیر در این کشور گفت عده ای «توطئه گر» می خواهند سوریه را نابود کنند. وی در عین حال گفت که به نیروهای امنیتی و نظامی دستور داده شده تا به شهروندان در زمان اعتراضات آسیبی نرسانند. این درحالیست که گروههای مدافع حقوق بشر ار کشته شدن دستکم شصت نفر در جریان اعتراضات خیابانی خبر می دهند.


رییس جمهور چین از بمباران هوایی لیبی توسط نیروهای خارجی انتقاد کرد
هوجین تائو ،رییس جمهور چین روز چهارشنبه از بمباران هوایی لیبی توسط کشورهای غربی انتقاد کرد. وی دراینباره گفته است که گفت و گو و ابزار صلح آمیز راه نهایی حل مشکلات است. هو جین تائو اضافه کرده است که تاریخ نشان داده که استفاده از زور مشکلات را پیچیده تر می کند. چین به همراه روسیه ، برزیل، آلمان و هند از جمله کشورهایی بود که به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد رای ممتنع داد. چین پیشتر نیز نسبت به کشتار غیرنظامیان در لیبی ابراز نگرانی کرده و خواستار برقراری آتش بس فوری شده بود.


اپوزیسیون شیعه بحرین از ایران خواست در امور آنها دخالت نکند
رهبر اپوزیسیون شیعه بحرین روز چهارشنبه از ایران خواست تا در امور داخلی کشورهای عربی دخالت نکند. این خواسته بعد از آن مطرح شد که دولت بحرین تهران را به طرح ریزی اعتراضات ماه گذشته در آن کشور متهم کرد. شیخ علی سلمان ،رهبر اپوزیسیون شیعه بحرین که در یک کنفرانس خبری سخن می گفت همچنین از نیروهای تحت رهبری عربستان سعودی نیز خواست تا خاک بحرین را ترک کنند.


دستکم سه بلاگر در بحرین بازداشت شدند
به گزارش خبرگزاری رویترز دستکم سه بلاگر در ادامه سرکوب اعتراضات در بحرین بازداشت شده اند. مرکز حقوق بشر بحرین اعلام کرده است بازداشت شدگان ، محمود یوسف، معلم و فعال حقوق کارگری، صنا عبدالرزاق زین الدین شاعر و آیت قورموزی دانشجو هستند که هر سه از وبلاگ نویسان مطرح بحرینی به حساب می آیند. این افراد توسط پلیس بازداشت شده اند اما دولت بحرین هنوز دراینباره واکنشی نشان نداده است. از آغاز اعتراضات در بحرین و ورود نیروهای عربستان سعودی و امارات به این کشور، شدت سرکوب معترضان افزایش یافته است. تجمعات عمومی ممنوع شده و نیروهای امنیتی در نقاط مختلف منامه ایست بازرسی مستقر کرده اند.


پدر میرحسین موسوی درگذشت
بنا بر گزارش منابع آگاه، میراسماعیل موسوی، پدر میر حسین موسوی امروز چهارشنبه در تهران در گذشت. میراسماعیل موسوی متولد سال ۱۲۸۷ بود و به دلیل کهولت سن درگذشت. پدر میر حسین موسوی نسبت خانوادگی دوری نیز با آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی داشت. خبر درگذشت پدر میرحسین موسوی درحالی اعلام شده است که روز گذشته وبسایت کلمه گزارش داد که مسئولان امنیتی و قضایی به فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد اجازه نداده‌اند که به مناسبت نوروز با آنها دیدار کنند.


یک فعال سیاسی بلاروس به دلیل شرکت در تظاهرات به سه سال و نیم زندان محکوم شد
یک فعال سیاسی در بلاروس، به دلیل شرکت در تظاهرات اعتراض آمیز پس از انتخابات مناقشه برانگیز آن کشور، به تحمل سه سال و نیم زندان محکوم شد. میکیتا لیخاوید از اعضای اپوزیسیون « جنبش برای آزادی» به دلیل شرکت در تظاهراتی که هزاران نفر از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آن شرکت داشتند به زندان محکوم شده است. پیشتر نیز هفت تن از اعضای اپوزیسیون بلاروس به همین اتهام محاکمه شده اند. سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی همه بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری بلاروس شد.


باراک اوباما: واشنگتن همچنان به گزینه تجهیز نظامی شورشیان لیبی می اندیشد
باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا میگوید واشنگتن گزینه ی کمک نظامی به شورشی های لیبی را همچنان بر روی میز نگاه داشته است. باراک اوباما که سه شنبه شب در گفت و گو با شبکه ان بی سی آمریکا سخن می گفت، اضافه کرد که وی اطمینان دارد معمر قذافی ،رهبر لیبی، در نهایت و تحت فشار بین المللی، از قدرت کناره گیری می کند. سخنان رییس جمهوری آمریکا درباره ی تجهیز شورشی های لیبی در حالی مطرح شده است که سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه روز چهارشنبه گفت مسکو معتقد است بنا بر قطعنامه شورای امنیت دولت های خارجی نباید دست به این اقدام بزنند. پیشتر وزیر خارجه فرانسه آلن ژوپه نیز از آمادگی کشورش برای تجهیز نظامی شورشیان لیبی خبر داده بود.


حمله انتحاری در پاکستان دستکم ۱۳ کشته بر جای گذاشت
پلیس پاکستان می گوید یک بمبگذاری انتحاری در شمالغرب آن کشور، دستکم ۱۳ کشته و ۱۰ مجروح بر جای گذاشته است. بنا بر گزارش ها بمبگذار انتحاری سوار بر یک موتورسیکلت خود را در کنار یک ایست بازرسی پلیس منفجر کرد. گفته می شود این ایست بازرسی پلیس در نزدیکی محل برگزاری نشست عمومی یک حزب سیاسی مذهبی مستقر شده بود. در این بمبگذاری دستکم یک مامور پلیس نیز کشته شد.


آمریکا: نشانه‌هایی از حضور القاعده در لیبی دیده می‌شود
آمریکا می‌گوید دستگاه‌های اطلاعاتی نشانه‌هایی از حضور گروه‌های القاعده و حزب‌الله در میان مخالفان معمر قذافی یافته‌اند.دریادار جیمز استاوریدیس (James Stavridis)، فرمانده ائتلاف نیروهای ناتو، روز سه‌شنبه در یکی از کمیته‌های مجلس سنای آمریکا گفت که این‌گونه زیر نظر گرفتن اوضاع لیبی نشان می‌دهد که نیروهای غربی چیزهای بیش‌تری درباره شورشیان لیبیایی آموخته‌اند.این فرمانده نیروهای ناتو در عین حال افزود که اطلاعات به‌دست آمده نشان از مسئولیت‌پذیری رهبران مخالفان حکومت لیبی هم دارد.


آمریکا حکومت سوریه را به گسترش اصلاحات سیاسی فراخواند
آمریکا می‌گوید حکومت بشار اسد باید دست به اصلاحات سیاسی گسترده‌تری بزند.مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، شامگاه سه‌شنبه گفت که رئیس جمهوری سوریه باید به نیازها و خواست‌های مردم کشورش توجه کند.پس از دو هفته اعتراض‌های ضد دولتی در سوریه و کشته شدن دست‌کم ۶۰ تن از معترضان، روز گذشته نخست وزیر و دولت این کشور استعفا کرد.


در پرونده آثار عتیقه ایرانی، دادگاه آمریکایی به نفع ایران رای داد
یک دادگاه آمریکایی در پرونده "فروش عتیقه‌ها و آثار هنری ایران برای تامین غرامت بازماندگان بمب‌گذاری در اسرائیل" به نفع ایران رای داد.پیش از این یک دادگاه بدوی حکم کرده بود که بازماندگان بمب‌گذاری دهه ۹۰ در اسرائیل می‌توانند غرامت خود را از محل فروش آثار و عتیقه‌های ایرانی که در موزه‌های شیکاگو نگهداری می‌شود تامین کنند.اما روز سه‌شنبه دادگاه تجدید نظر اعلام کرد که حکم بدوی خطا ست و بنابر حق تملک ایران بر این اشیا، نمی‌توان آنها را در این راه خرج کرد.بمب‌گذاری انتحاری سال ۱۹۹۷ در اسرائیل پنج کشته و بیش از ۲۰۰ زخمی برجای گذاشت. بازماندگان این بمب‌گذاری ایران را متهم می‌کنند که آموزش و تجهیزات در اختیار گروه حماس گذاشته است.


یک دیپلمات نیکاراگوئه به عنوان "نماینده لیبی در سازمان ملل" معرفی شد
وزیر خارجه پیشین نیکاراگوئه به‌عنوان نماینده لیبی در سازمان ملل معرفی شده است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، دولت نیکاراگوئه روز سه‌شنبه اعلام کرد که لیبی میگوئل دسکوتو، وزیر خارجه پیشین نیکاراگوئه، را به این مقام برگزیده زیرا «می‌داند که به سفیر جدیدش ویزای آمریکا داده نخواهد شد».ماه گذشته پس از آنکه عبدالرحمان شَلقَم، نماینده پیشین لیبی در سازمان ملل، اعلام کرد که به معترضان می‌پیوندد، حکومت معمر قذافی علی تِریکی را جایگزین او کرد.میگوئل دسکوتو، که اینک به عنوان نماینده جدید لیبی در سازمان ملل معرفی شده، مشاور دانیل اورتگا، رئیس جمهوری نیکاراگوئه است.


آلودگی آب‌ دریا در نزدیکی نیروگاه فوکوشیما بسیار بالاتر از حد مجاز است
آژانس ایمنی هسته‌ای ژاپن می‌گوید آب دریا در نزدیکی نیروگاه اتمی آسیب‌دیده فوکوشیما بیش از سه‌هزار بار بیشتر از میزان مجاز، به مواد رادیواکتیو آلوده است.هیده‌هیکو نی‌شی‌واما، معاون آژانس ایمنی هسته‌ای ژاپن، در عین حال تاثیر این آلودگی را بر ساکنان مناطق اطراف نیروگاه ناچیز دانست، زیرا به‌گفته او ماهیگیری در این منطقه متوقف شده و بسیاری از ساکنان نیز به مناطق دیگر منتقل شده‌اند.دولت ژاپن درجه هشدار اتمی را افزایش داده و گفته است همچنان استفاده از آب دریا و آب‌فشانی بر روی رآکتورهای آسیب‌دیده را برای جلوگیری از ذوب سوخت هسته‌ای ادامه می‌دهد.


درجه هشدار هسته‌ای در ژاپن افزایش یافت
در پی یافت شدن پلوتونیوم در خاک‌های نزدیک به نیروگاه اتمی فوکوشیما، ژاپن درجه هشدار اتمی را افزایش داد.نائوتو کان (Naoto Kan) ، نخست وزیر ژاپن، می‌گوید دولت در بالاترین درجه آماده‌باش به‌سر می‌برد و اوضاع همچنان غیرقابل پیش‌بینی است.نخست وزیر ژاپن از سوی منتقدان تحت فشار است که منطقه خطر را وسیع‌تر اعلام کند وتخلیه ساکنان این مناطق را افزایش بدهد. نائوتو کان می‌گوید برای این کار، که مستلزم تخلیه ۱۳۰ هزار تن از ساکنان منطقه فوکوشیما ست، در حال رایزنی است. پیش از این ۷۰ هزار تن از ساکنان منطقه به مکان‌های دیگری کوچانده شده‌اند.زمین‌لرزه و سونامی سه هفته پیش در ژاپن خسارات عمده‌ای به نیروگاه‌های اتمی این کشور وارد ساخته و جهان را با بزرگ‌ترین بحران اتمی در ۲۵ سال گذشته روبه‌رو کرده است.


محسن دگمه‌چی، زندانی سیاسی در ایران، درگذشت
بنابر گزارش وبسایت‌های نزدیک به مخالفان دولت ایران، محسن دگمه‌چی، یکی از بازداشت‌شدگان رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، که از زندان اوین به بیمارستان منتقل شده بود درگذشت.بر پایه این گزارش‌ها، محسن دگمه‌چی مبتلا به سرطان پانکراس بوده و در پی عدم رسيدگی مناسب پزشكی جان باخته است.به گفته بستگان این زندانی سیاسی، محسن دگمه‌چی به هواداری از سازمان مجاهدین خلق و همچنین کمک مالی به خانواده زندانیان سیاسی متهم و به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان کرج محکوم شده بود.مقام‌های قضایی ایران هنوز درباره خبر درگذشت این زندانی سیاسی اظهارنظر نکرده‌اند.


دولت آمریکا یک شرکت نفتی بلاروس را به خاطرایران تحریم کرد
دولت آمریکا روز سه شنبه یک شرکت نفتی بلاروس را به علت سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران، تحریم کرد. شرکت دولتی "بلاروس نفت" برای توسعه یک میدان نفتی، قراردادی به ارزش 500 میلیون دلار با شرکت "نفت ایران" امضا کرده است.وزارت خارجه آمریکا با انتشار بیانیه ای تاکید کرده که این تحریم به خاطر خودداری ایران از انجام به تعهدات بین المللی اش صورت گرفته است.


شرکت‌کنندگان در نشست لندن میگویند معمرقذافی باید برود
در جریان نشست لندن درباره آینده لیبی، قدرت‌های بزرگ بر ادامه اعمال فشار بر معمر قذافی وهمچنین واداشتن وی به ترک لیبی تاکید کردند.به گزارش خبرگزاری فرانسه، نمایندگان بیش از ۴۰ کشور و سازمان بین‌المللی که روز سه‌شنبه برای رایزنی درباره آینده لیبی در لندن گرد هم آمده بودند، در باره تشکیل یک گروه تماس بین‌المللی به توافق رسیدند.ویلیام هیگ،‌ وزیر خارجه بریتانیا،‌ که ریاست نشست لندن را برعهده داشت، گفته است، همه شرکت کنندگان در این نشست به این نتیجه رسیده‌اند که «قذافی و رژیم وی به طور کامل مشروعیت خود را از دست داده‌اند.»دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، نیز در سخنان خود در این کنفرانس نیروهای وفادار به معمر قذافی را به انجام «حملات مرگبار» در شهر مصراته،‌ متهم کرده و بر ادامه فشارها به رهبر لیبی برای تن دادن به قطعنامه شورای امنیت تاکید کرده است.


محمدعلی ورشوچی، هنرمند سینما و تلویزیون ایران در سن ۸۶ سالگی درگذشت
محمدعلی ورشوچی، هنرمند سینما و تلویزیون ایران در سن ۸۶ سالگی در تهران درگذشت. به گزارش ایسنا، وی که برای عمل جراحی شکستگی پا در بیمارستان پارس بستری شده بود بر اثر کهولت سن درگذشت.محمدعلی ورشوچی در ۵۴ فیلم سینمایی ایفای نقش کرد و با کارگردان‌های برجسته سینمای ایران همکاری داشت. از نقش‌های به‌یادماندنی محمدعلی ورشوچی می‌توان به نقش «آسپیران غیاث‌آبادی» در مجموعه تلویزیونی «دایی‌جان ناپلئون» اشاره کرد.پیکر این هنرمند قرار است بامداد چهارشنبه به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران تشییع شود.


محمود عباس میگوید آشتی با حماس را بر کمک های مالی آمريکا ترجيح می دهد
محمود عباس، رييس تشکيلات خود گردان فلسطينی میگوید آماده است در راه آشتی ملی از دريافت کمک های مالی از آمريکا صرفنظر کند.به گزارش خبرگزاری اسوشيتدپرس، يکی از مشاوران ارشد محمود عباس گفت ، او رسيدن به آشتی ميان جنبش فتح با جنبش حماس را بر دريافت پول از دولت آمريکا ترجيح می دهد.دولت واشينگتن ساليانه مبلغ ۴۷۰ ميليون دلار کمک مالی دراختيار تشکيلات خود گردان فلسطينی می گذارد اما ارزيابی می شود که اعطای اين کمک را در صورت آشتی فتح و حماس لغو کند.آمريکا حماس را يک موجوديت تروريستی می داند و از هرگونه تماس با آن اکيدا خودداری می کند.


نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 8:11 | لینک ثابت |

ايران و کره شمالی ۲ کشور کمتر محبوب نزد آمريکائيان

واشنگتن پست زير عنوان "ايران و کره شمالی کشورهائی هستند که نزد آمريکائيان کم ترين محبوبيت را دارند" می نويسد آمريکائيان، براساس نظر سنجی سالانه گالوپ در باره امورجهانی که روز جمعه منتشر شد، اشتياق چندانی به ايران و کره شمالی ندارند، از کانادا و بريتانيا راضی اند، و با نظری مساعد تربه فرانسه نگاه می کنند.

ايران و کره شمالی از سال ۲۰۰۴ ببعد هر سال دراين نظر سنجی دررديف دو کشور برخوردار از پائين ترين درصد محبوبيت نزد آمريکائيان جا داشته اند. در نظر سنجی امسال، هر دو کشور، اين پائين ترين رديف را با کسب نظر مساعد فقط ۱۱درصد از پاسخ دهندگان حفظ کرده اند.

نظر سنجی نشان می دهد که آمريکائيان بيشترين نظر مثبت را، با ۹۲ درصد، به کانادا، و پس از آن، با ۸۸ درصد، به بريتانيا داشته اند. هر دو کشور در يازده سالی که از عمر اين نظرسنجی سالانه می گذرد، همواره در راس فهرست کشورهای مورد علاقه آمريکائيان بوده اند.

آلمان با ۸۲ درصد، ژاپن با ۸۰ درصد و هند با ۷۲ درصد، به ترتيب در رديف هائی پائين تراز کانادا و بريتانيا جا گرفته اند.
محبوبيت فرانسه در نظر سنجی امسال برای نخستين بارپس از سال ۲۰۰۲ به بالاتراز ۷۰ درصد رسيد. اين محبوبيت که در سال ۳۰۰۳ با افزايش نظر منفی آمريکائيان در جريان وقايع منجر به جنگ عراق نسبت به فرانسه مخالف جنگ به ۳۴ درصد تنزل کرده بود، از آن پس مداوما سير صعودی داشته است.

نظر مساعد آمريکائيان به کره جنوبی نيزسير صعودی را حفظ کرده است و از ۴۹ درصد در سال ۲۰۰۱ به ۶۵ درصد در نظرسنجی امسال ترقی کرده است. آمريکا و کره جنوبی اواخر سال گذشته در مورد گشودن بازارهای دو کشور به روی يکديگر به توافقی رسيدند که در انتظار تائيد در مجالس قانونگذاری هر دو کشور است.

درهمين حال نظر مساعد آمريکائيان به مکزيک در سالهای اخير به سرعت رو به کاهش گذاشته و از ۷۴ درصد در سال ۲۰۰۵ به ۴۵ درصد در سال جاری تنزل کرده است. گالوپ می گويد اين تنزل احتمالا ناشی از مسئله بحث انگيز مهاجرت های غيرقانونی و خشونت های مرتبط با کارتل های مواد مخدر است.

محبوبيت مصر در نظر سنجی امسال به ۴۰ درصد تنزل کرده است که معرف کاهشی ۱۸ درصدی در مقايسه با نظر سنجی سال قبل است. اين نظر سنجی در فاصله دوم تا پنجم فوريه انجام گرفت که مصر با التهاب ناشی از اعتراض های ضد دولتی روبرو بود، وگالوپ می گويد موجب شد آن که آمريکائيان از ماهيت ديکتاتوری اين دولت متحد آمريکا در خاورميانه اطلاعات بيشتری کسب کنند.

ميزان محبوبيت اسرائيل نزد آمريکائيان در نظر سنجی امسال ۶۸ درصد و محبوبيت خودگردانی فلسطينی فقط ۱۹ درصد بود.

افغانستان با ۱۴ درصد، پاکستان با ۱۸ درصد و خود مختاری فلسطينی با ۱۹ درصد به ترتيب سه کشوری هستند که در نظر سنجی امسال گالوپ پس از ايران و کره شمالی کمترين ميزان محبوبيت را نزد آمريکائيان کسب کرده اند.

نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ساعت 14:42 | لینک ثابت |

سلام

امروز بعد از مدتها فرصت کردم دوباره سری به وبلاگم بزنم ، پپوندهای وبلاگم را که نگاه می کردم مروری بر خاطرات تلخ و شیرین بود . خاطرات دوستانی که رزوی روزگاری با هم تمرین کار جمعی و سیاسی می کردیم دوستانی که سخت دلتنگ دیدارشان هستم و امیدوار به آینده روشن برای سرزمین سبز ایران امیدوارم روزی دوباره همه آنها را در کنار هم ببینم و دوباره با هم تمرین فعالیت سیاسی در شرایطی که آزادی گفتمان ، اندیشه و امنیت در جامعه حکم فرما شود

به امید آن روز

نصیر بهزاد

نوشته شده توسط در شنبه بیست و پنجم دی 1389 ساعت 18:18 | لینک ثابت |

دکتر علی شکوری راد:جبهه مشارکت هماهنگ با مهندس موسوی عمل می کند


تحزب ایرانی در سال جاری وضعیتی فراموش نشدنی را تجربه کرد. از انتخاباتی که پشت سر هیچ یک از کاندیداهایش یک حزب واحد و مشخص نایستاده بود تا پلمپ دفتر دو حزب و اعلام کیفرخواستی که در آن مشخصآ چند حزب اتهاماتی را متحمل شدند. اما این اتفاقات فارغ از درستی یا نادرستی‌شان می‌توانست این سوال را به ذهن بیاورد که اگر چنین مسائلی پیش نمی‌آمد و احزاب می‌توانستد با تمام موانع پیش‌رویشان همان کارکرد حداقلی را به جامعه ارائه دهند آنها چه تاثیری بر تنش‌ها و اعتراضات پس از انتخابات می‌گذاشتند و تا چه حد می‌توانستند نقش کاهنده یا حتی فزاینده داشته باشند.

هر چند این روزها که اعضاء کادری حزب مشارکت در تکاپوی آن هستند که بتوانند کنگره سالانه این حزب را به رسم هرسال و پیش از پایان یافتن زمستان برگزار کنند و علی‌رغم در بند بودن دبیر کل حزب و تنی چند از دیگر اعضاء آن به عهد موعود عمل نمایند، اما برای یافتن پاسخ پرسشهایمان گوشه دنجی با علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی یافتیم و به بررسی وضعیت احزاب اصلاح‌طلب و حزب مشارکت در سالی که گذشت و اما و اگرهای مشکلات بوجود آمده در فعالیت حزب متبوع او پرداختیم. بحث درباره اتفاقات پس از انتخابات ناخودآگاه ما را به مسیری کشاند که چشم‌انداز جنبش مردمی پس از انتخابات را به میانه سخن کشید.

شما عضو شورای مرکزی مشارکت بودید و بعد از وقایع انتخابات با دستگیری همفکرانتان و پلمپ دفتر حزب مواجه شدید؛ اگر این اتفاقات نمی‌افتاد و مشارکت می‌توانست همچنان به عنوان یک حزب سیاسی به کارکردهای معمول خودش بپردازد، فکر می‌کنید حزب شما در زمینه کنترل فضا و کمک به مطرح شدن اعتراضات در چاچوبی متفاوت چه کارکردی می توانست داشته باشد.
انتخابات دهم ریاست جمهوری ویژگی‌های خاص خودش را داشت از جمله آن ویژگی‌ها این بود که کاندیدایی که به نوعی مورد اجماع جبهه اصلاحات قرار گرفت (حالا غیر از آقای کروبی که هواداران خاص خودش را داشت) کاندیدایی نبود که احزاب به دنبالش رفته و او را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده باشند. بلکه کسی بود که بخاطر سابقه و وزن شخصی خودش به میدان آمد و چون پتانسیل‌های خوبی داشت احزاب به این صرافت افتادند که از او حمایت کنند. بنابر این انتخابات ریاست جمهوری از این نظر یک رقابت حزبی نبود. در طرف های دیگر هم همینطور بود؛ آقای احمدی‌نژاد یک حزب شناسنامه دار ندارد، آقای رضایی هم حزب نداشت. اگر آقای کروبی هم حزبی داشت در محدوده مشخصی بود و حزبی فراگیر به حساب نمی آمد. بنابراین انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری بر خلاف دوره قبل که نقش احزاب در آن پررنگ‌تر بود انتخاباتی غیر حزبی به شمار می آمد. جبهه مشارکت هم که از آقای مهندس موسوی حمایت کرد ستاد مستقلی تشکیل نداد و درحقیقت نیروها رفتند و در داخل ستادهای آقای موسوی و یا ستادهای مردمی و یا ستادهایی که با عنوان ستاد اصلاح طلبان تشکیل شده بود فعال شدند. بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که در این انتخابات جبهه مشارکت با سبقه حزبی خودش وارد میدان نشد.
اگرچه حمایت کرد و اگرچه در مراحل مختلف همراه بود اما بیشتر ترجیح داد در ستادهای آقای موسوی ادغام شود تا اینکه بخواهد بطور مستقل فعالیت کند. بنابر این نیروهایی که در این ستادها فعال شده بودند به این طریق قبل و بعد انتخابات به فعالیتشان ادامه دادند و به نظر من بستن جبهه مشارکت ناشی‌گری بود، در حقیقت کار بیهوده و لغوی انجام شد توسط کسانی که نه اطلاعات کافی دارند و نه شناخت کافی دارند و نه تحلیل درستی نسبت به مسائل دارند. من فکر می‌کنم بسته شدن در حزب هیچ مشکل خاصی برای ما ایجاد نکرد جز آنکه مجبور شدیم جلساتمان را در جای دیگری برگزار کنیم و الا آن دسته از نیروهای مشارکت که فعال بودند در همان پیوندهایی که قرار داشتند به فعالیتشان ادامه دادند. کما اینکه ساختمان سازمان مجاهدین انقلاب را پلمپ نکردند ولی شما مقایسه کنید ببینید میان جبهه مشارکت که دفترش پلمپ شده بود و مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب که دفترشان بسته نشده بود تفاوت چندانی دیده نمی‌شود یعنی این موضوع تآثیری در فعالیت حزب نداشت.

البته نمی توانید منکر شوید که بسته شدن حزب در ارتباط حزب با هوادارانش تأثیر منفی داشته است.
ببینید؛ شرایط ناامنی که بوجود آمده بود سبب گشت که آمد و شد هوادارن به احزابی هم که دفاترشان باز بود کم و محدود شود. اما حرف من این است که بستن دفتر حزب مشارکت هم یک کار غیرقانونی بود هم یک کار عبث و بیهوده که حتی هیچ نفعی برای آنها که این کار را انجام دادند نداشت. جبهه مشارکت هم بعد از آن به فعالیت‌هایش ادامه داده و برنامه‌هایش را متوقف نکرده و من فکر می‌کنم به هر حال آن مقدار که در وسعش بوده فعالیت کرده. اما آگر آنها در حزب را نمی‌بستند و فعالیت‌های حزبی را اینقدر محدود و نا امن نمی‌کردند یقینا احزاب می توانستند نقش موثرتری در سازمان‌دهی اعتراضات قانون‌مند انجام دهند چون اگر چه بخش اعظم این اعتراضات قانونی بود اما دارای ناخالصی‌های غیرقانونمندی هم بود و این به این دلیل بود که نقش نهادهای واسط جامعه مدنی را عملاً محدود یا حذف کردند و طبیعی است که هرگاه حرکت جامعه توده‌وار شود می‌تواند آبستن حوادث ناگوار هم باشد. یعنی همیشه اینگونه نیست که حرکت‌های پوپولیستی سودش به جیب عده‌ای که خواستار توده‌واری جامعه هستند برود، بلکه حرکت‌های پوپولیستی مانند جریان سیلی می‌ماند که اگر به راه بیفتد تخریب هم به همراه خواهد داشت در حالیکه در جوامع پیشرفته به تقویت نهادهای حد واسط می‌پردازند تا نقش تخریبی حرکت‌های پوپولیستی را مهار کنند و بتوانند به تقویت حرکت‌های سازنده بپردازند.
ما از این نظر که دفتر حزب تعطیل شده بود با مشکل خاصی مواجه نبودیم؛ طرف مقابل اما با مشکل مواجه شد زیرا وقتی فعالیت‌های مشارکت در دفترش انجام می‌شد آنها نظارت اطلاعاتی و سیاسی سهل‌الوصول‌تری بر حزب داشتند اما وقتی دفتر را بستند آنها هم سردرگم شدند که چگونه جبهه مشارکت همچنان فعالیت می‌کند اما مشخص نیست که این فعالیت در کجا و توسط چه کسانی انجام می‌شود. شاهد این مدعی اظهارات کسانی است که در بازداشت بودند و بعد از آزادی روایت می‌کردند که به آنها گفته می‌شده شما را که گرفته‌ایم پس چه کسی و کجا دارد فعالیت می‌کند؟ و این بیانیه‌ها را چه کسی صادر می‌کند؟ سایت را چه کسی اداره می‌کند؟ زیرا دیگر این مسائل به اطلاعات گمشده تبدیل شده بود. در حالیکه وقتی ساختمان وجود داشت و جلسات در آن تشکیل می‌شد مشخص بود که چه کسانی به آن رفت و آمد دارند. البته ما هم می‌دانستیم که شنودهای متعددی در دفتر حزب کارگذاشته شده است چنانکه تنها در یک مورد ما هفت دستگاه شنود از دفتر مشارکت کشف کردیم و بعد هم می‌گفتیم که وقتی هفت تا کشف شده حتمآ تعداد دیگری هم هست که ما کشف نکرده‌ایم. در کیفرخواست صادر شده علیه حزب نیز به شنودها اشاره و استناد شده بود که از جمله، آخرین جلسه دفتر سیاسی حزب که به دنبال آن یکسری از افراد را گرفتند کاملآ شنود شده بود و به مطالب مطروحه در آن جلسه کاملا در کیفرخواست اشاره شده بود. یعنی آنها ابایی از آن نداشتند که اعلام کنند شنود غیرقانونی انجام می‌داده‌اند. بنابراین فعالیت‌های جبهه مشارکت کاملا رو و برای آنها روشن بود.

خوب برخی از مطالبی که به همین شیوه در کیفرخواست مطرح شده بود و نیز در سخنرانی یکی از مسئولان سپاه مطرح شد مسائلی بودند که بسیار عجیب به نظر می‌رسیدند. آیا شما به این ترتیب آن گفته‌ها را تایید می‌کنید؟
ما که خودمان جلسات‌مان را ضبط نکرده‌ایم؛ آنها مدعی‌اند که شنود کرده‌اند. ما می‌دانیم که خودمان چه گفته‌ایم ولی آنها ممکن است ادعا کنند که چیزهایی در شنودها بدست آورده‌اند که برای هیچ کسی هم جز خودشان چنین چیزی ثابت نشده است. اساساً شنود اگر هم باشد به لحاظ حقوقی قابل استناد نیست. ضمن اینکه مرجع این شنودها خودشان هستند. یعنی آنها خودشان به شنود خودشان ارجاع می‌دهند که چه هست در حالیکه سندی ضمیمه ادعایشان وجود ندارد. ما این را می‌دانیم که چه حرف‌هایی زده‌ایم و در یک جلسه داخلی طبیعی است که بحث‌هایی صورت بگیرد و موافقان و مخالفان صحبت کنند اما در نهایت آنچه جمع‌بندی جلسه است به عنوان موضع حزب محسوب می‌شود و حتی افراد در هنگام بیان نظراتشان در هنگام بحث مسئول حرفی که می‌زنند نیستند چون قرار نیست بر روی آن حرف باقی بمانند بلکه قرار است این حرف‌ها را مطرح کنند تا به یک جمع‌بندی برسند. در حقیقت مقام بحث اقتضا می‌کند که افراد تشکیک، تعریض و بحث کنند و فرضیات و احتمالاتی را مطرح کنند تا بتوانند به یک جمع‌بندی برسند. حزب مسئول جمع‌بندی بحث‌هاست و افراد هم مسئول حرف‌هایشان هستند اما نه حرف‌هایی که در یک فضای بسته به قصد تبادل نظر زده‌اند. با این حال من فکر می‌کنم حتی اگر مطالب مطرح شده در جلسات درون حزبی ما کاملآ منتشر شود هیچ موردی در اظهارات اعضاء حزب پیدا نخواهد شد که اظهار آنها اشکال قانونی داشته باشد چون در حزب حرکت در چارچوب قانون کاملآ پذیرفته شده بود. بنابر این نه‌تنها جمع‌بندی مواضع بلکه اظهارات افراد هم قابل دفاع است و لزومی ندارد ما درباره آنها تحفظ کنیم و بگوییم ممکن است کسی خارج از چارچوب‌های پذیرفته شده حرفی زده باشد. به هر حال اگر حزب باز می‌بود نفع بیشترش نصیب نهادهای امنیتی می شد.
اتفاقآ بازداشت اعضاء جبهه مشارکت سبب شد علاوه بر فعالیت‌هایی که اعضای آزاد حزب انجام می‌دادند یک اتفاق قابل توجه نیز پیش بیاید و آن این بود که اعضایی که در زندان توسط برخی از بازجویان رده بالای سپاه و نهاد امنیتی بازجویی شدند توانسته‌اند نوعآ طرف‌های خودشان را درباره تحلیل‌هایشان متقاعد کنند و به جرأت می‌توانم بگویم که حجم تأثیرگذاری نیروهای زندانی ما بر تفکرات حاکمیت و تلقی آنها از جریان‌های سیاسی در کشور کمتر از چیزی که نیروهای بیرون از زندان انجام داده‌اند نبوده است. به نظر من اگر زمانی اسناد این بازجویی‌ها منتشر شود ثابت خواهد کرد که چقدر تفکرات و تحلیل‌هایی که اعضاء حزب مشارکت داشته‌اند درست بوده و درست از آب درآمده است. ما شاهد هستیم که نیروهایی که داخل زندان بودند و حالا شرایط ارتباط‌گیری‌شان فراهم شده یعنی ملاقات دارند و یا آزاد شده‌اند چقدر شاداب هستند و در مقابل طرف‌های مقابلشان چقدر مستأصل و نگران هستند.

با توجه به اینکه اعتقاد دارید آقای موسوی یک کاندیدای حزبی نبودند پس به نظر شما چه ویژگی و یا نمایه‌ای در رفتار احزابی چون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب وجود داشت که نهاد امنیتی را به این ایده رساند که باید با این احزاب برخوردی اینچنینی داشته باشد. آیا این برخورد را متضمن رفتار انتخاباتی این احزاب می‌دانید و یا احتمال می‌دهید این اراده ریشه در زمانی دیگر داشته است؟
اگر بخواهیم تحلیل کنیم که در انتخابات چه اتفاقی افتاد باید بازگردیم به سخنانی که حدود دو سال پیش آقای عزیز جعفری مطرح کردند. ایشان چند ماه بعد از آنکه مسئولیت فرماندهی سپاه بر عهده‌شان گذاشته شد یک سخنرانی جنجال‌برانگیز انجام داد. آن سخنرانی به این دلیل جنجال‌برانگیز شد که منویات درونی هسته قدرت را آشکار می‌کرد و آن این بود که ما در درون نظام دو جناح با عنوان اصلاح طلب و اصولگرا نداریم بلکه این اصولگرایان‌اند که نظام را تشکیل می‌دهند و اصلاح‌طلب‌ها در واقع ضد نظام هستند. آن موقع ایشان ذهنیت خود را خیلی ساده بروز می‌داد و به همین دلیل کمتر کسی به این وجه قضیه توجه کرد. ایشان می‌گفت “امروز اصولگرایی مقارن با نظام است و اگر سپاه از اصول‌گرایان حمایت می‌کند معنایش این نیست که وارد مسائل سیاسی و جناحی شده بلکه معنایش این است که سپاه مدافع نظام است و دارد از کلیت نظام دفاع می کند”. به نظر می‌رسد این تحلیل در درون هسته‌های مرکزی آنها شکل گرفته بود که ما باید دایره خودمان را به عنوان نظام از حوزه‌ای که اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان را در بر بگیرد محدودتر کنیم و مرزهای آن را در اطراف اصولگرایان ترسیم کنیم و هر کس خارج از این مرز قرار گرفت را مخالف نظام بدانیم. آنگاه طبیعی می‌نمود که بر اساس ماموریت دفاع از انقلاب و نظام که جزء ماموریت‌های سپاه است توجیه شود که سپاه دارد از یک مجموعه اصولگرا که مقارن و دارای یک تعریف مشترک با نظام است دفاع می‌کند و بنابراین ورود به این مسئله برای فرماندهان سپاه تعارضی با نظامی بودنشان و منع ورود در سیاست پیدا نمی‌کرد. به آنها اینگونه القا شده بود یا بصیرت داده شده بود که شما نیروی نظامی هستید و دفاع و حمایت شما از اصولگرایان دفاع از کل نظام است. آنها موضوع اصولگرایی را بر جناح موسوم به اصولگرا منطبق دانسته و حمایت از آنها را حمایت از کل نظام تلقی کرده بودند.
بنابر این به نظر من مقدمات آنچه در انتخابات دهم به وقوع پیوست از آن زمان در هسته قدرت شکل گرفته و ادامه پیدا کرده بود و به همین دلیل است که می‌بینید احکام بازداشت نیروهایی که پس از انتخابات بازداشت شدند قبل از انتخابات صادر شده بود. یعنی آنها بر اساس ذهنیت خودشان فکر کرده بودند که اصلاح‌طلبان که حالا در قالب جنبش سبز دامنه گسترده‌تری نیز یافته بودند یک نیروی خارج نظام هستند و می‌خواهند یک انقلاب مخملی علیه نظام انجام دهند. آنها پیروزی و انتخاب مهندس موسوی را مقارن می‌دانستند با وقوع انقلاب مخملی. بنابراین به خود اجازه می دادند برای جلوگیری از وقوع آن هر کاری لازم است انجام دهند و برای آن توجیه شرعی و انقلابی بتراشند. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که خوب با این حساب چرا موسوی را تایید صلاحیت کردند. واقعیت این است که علت تایید صلاحیت او چیزی جز بالا نگه‌داشتن میزان مشارکت مردم نمی‌توانست باشد. زیرا بالا بودن مشارکت مردم بر مشروعیت نظام می‌افزاید. بحث تقلب در انتخابات در چارچوب چنین ذهنیتی است که توجیه پیدا می‌کند. آنها تسویل نفس می‌کردند. تسویل نفس واژه ای است قرآنی به این معنی که انسان کار زشتش را برای خودش زیبا جلوه دهد یا گناهی را ثواب بشمارد. همچنان که برادران یوسف در هنگام به چاه انداختن او خود را بر حق می‌دانستند.

سوال من این است که آیا در آخرین جلسه دفتر سیاسی حزب مشارکت که به زعم شما قطعآ شنود می‌شده است حقیقتآ چیزی گفته می‌شد که تحریک کننده باشد؟
نه، این احساس در میان نیروها وجود داشت که آراء واقعی انتخابات چیزی نیست که قرائت می‌شود اما پیش از اینکه نیروهای ستاد مهندس موسوی حرکتی انجام دهند این طرفداران جناح مقابل بودند که گسیل شدند به خیابان‌ها و هواداران اندکی را که اطراف ستادها بودند قلع و قمع کردند. من خودم همان شب در مراجعه به ستاد موسوی با نیروهای مخصوصی مواجه شدم که با باتوم مردم را پراکنده می‌کردند و داخل ستاد هم گاز اشک‌آور زده بودند به نحوی که نمی‌شد در آنجا تنفس کرد. ستاد حالت جنگ زده پیدا کرده بود فردای آن روز هم در سطح شهر نیروهای طرف مقابل چنان فضای رعبی را ایجاد کرده بودند که امنیت در داخل شهر کاهش پیدا کرده بود.
جلسه دفتر سیاسی آن شب به روال معمول خودش در محل دفتر مرکزی مشارکت تشکیل شد. یعنی جلسه‌ای برای موضوع انتخابات نبود بلکه این جلسه از بدو تشکیل حزب روزهای شنبه ساعت شش برگزار می‌شده است. بنابر این آن جلسه هم به رسم معهود خودش در همان جای همیشگی برگزار شد. در این جلسات علاوه بر اعضاء دفتر سیاسی، اعضاء شورای مرکزی حزب نیز اجازه ورود داشتند بنابر این افرادی که در آن جلسه بودند ترکیبی از اعضاء دفتر سیاسی و اعضاء شورای مرکزی بود. بحث آن جلسه بر سر این بود که چه باید کرد. دیدگاه‌های مختلفی وجود داشت اما همه برسر اینکه یک تقلب گسترده شکل گرفته اتفاق نظر داشتند و به دنبال پاسخ به این پرسش بودند که چه کار باید کرد؟ برخی نظرشان بر این بود که ما باید این نیروهایی را که در انتخابات فعال بودند را مدیریت کنیم تا از پتانسیل آنها برای اعتراض به روند اعلام نتایج استفاده شود. ولی بحث عمده جلسه بر سر این بود که آیا مشارکت به عنوان یک حزب در این حرکت نقش خاصی را ایفا کند یا نه به همان شکل ادغام شده در ستاد فعالیت‌هایش را انجام دهد. جمع‌بندی اما این بود که مشارکت به عنوان یک حزب کار خاصی انجام ندهد. فقط تصمیم گرفته شد که در یک بیانیه از مواضع مهندس موسوی حمایت شود.

خب فکر می‌کنید اگر آن دستگیری‌ها و اتفاقات نبود و حزب به مشکلی بر نمی‌خورد پتانسیل‌های حزبی شما چقدر می‌توانست تأثیر گذار باشد؟
در چه کاری؟

برای هدایت اعتراضات و آرام کردن فضا…
من فکر می‌کنم حزب مشارکت رسالت خودش را در دوران اصلاحات انجام داد. یعنی آنچه امروز شما به عنوان جنبش سبز می‌بینید چیزی نیست جز استفاده از تجربیات دوران اصلاحات. یعنی اقداماتی که جبهه اصلاحات انجام داد و نتیجه گرفت یا نگرفت هر دو در اینکه مردم به این نتیجه برسند که امروز در قالب جنبش سبز مطالبات خودشان را دنبال کنند تأثیر داشت. اگرچه جنبش سبز و جریان اصلاحات تشابهات و تمایزاتی دارند اما به هر حال اگر شما جنبش سبز را فراتر از حرکت مردم در دوران اصلاحات فرض کنید وجه تمایزش در این است که هم فراگیرتر است و هم به لحاظ روشی رادیکال‌تر.

پس شما قبول دارید که جنبش سبز یک حرکت رادیکال است نسبت به آنچه در پارادایم اصلاحات مطرح می‌شود؟
بله. هم فراگیرتر است و هم رادیکال‌تر و این به دلیل داشتن تجربۀ دورۀ اصلاحات است. در دوره اصلاحات حزب مشارکت در کنار احزاب اصلاح‌طلب دیگر فعالیت‌ها و تعاملاتی را با حاکمیت انجام داد که شکست آن تعاملات و فعالیت‌ها برای رسیدن به اهداف اصلاح طلبانۀ متعادل‌تر جامعه را به این نتیجه رساند که دیگر باید حرکت گسترده‌تر و رادیکال‌تری را انجام دهد. اکنون مشارکت حزبی نیست که بخواهد ادعایی داشته باشد. بلکه مجموعه‌ای است که بصورت ادغام شده در جنبش سبز فعالیت می‌کند و در این مقطع رسالت اختصاصی برای خود قائل نیست که بخواهد بر اساس آن جنبش سبز را به سمت و سویی ببرد. حزب خودش را جزء و همراه جنبش می‌داند منتها با این قید که در همه حال وفادار به مهندس موسوی است. یعنی ما می‌خواهیم مهندس موسوی نه به عنوان یک رهبر تشکیلاتی جنبش سبز بلکه به عنوان یک رهبر معنوی جنبش به رسمیت شناخته شود. بر همین اساس مشارکت حرکت خودش را با حرکت‌های موسوی هماهنگ می‌کند و این هماهنگی را لازمۀ پیروزی می‌داند.

شما تا چه حد می‌توانستید از رادیکال شدن خواست‌های جنبش جلوگیری کنید؟
به هر حال جبهه مشارکت در بر گیرنده تعدادی از نیروهای سیاسی است که اینها مورد توجه جامعه هستند و این نیروهای سیاسی حرکتشان چه در قالب جبهه مشارکت و چه در قالب جنبش سبز توسط نخبگان سیاسی و توده مردم مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر مشارکت اعلام می‌کند که ما مهندس موسوی را به عنوان یک رهبر معنوی تمام‌عیار برای جنبش به رسمیت می‌شناسیم و حرکت او را تایید می‌کنیم این در بدنه اجتماع تاثیر می‌گذارد که آنها نیز همین کار را بکنند و این از اینکه هسته‌های رادیکال‌تر بخواهند جنبش سبز را به سمت رادیکالیسم بکشانند جلوگیری می‌کند. یعنی حزب مشارکت به سهم خود وزنه تعادلی برای جنبش می‌شود و تا اینجا هم به نظر من این نقش خود را خوب ایفا کرده است.

می توانست بهتر از این باشد؟
اگر نیروهای ما بازداشت نمی‌شدند، بله! شاید می‌توانست بهتر از این باشد. زیرا بازداشت هر نیرو یا کشته‌شدن هر فرد و یا ضرب‌وشتم مردم در خیابان به رادیکالیسم کمک می‌کند. یعنی به نظر من رادیکالیسم بعد از انتخابات توسط دو گروه ایجاد شد؛ یک گروه نیروهای سرکوبگر و یک گروه نیروهای رادیکالی که در لب مرز جنبش سبز قرار گرفته‌اند و سعی می‌کنند تعادل جنبش را به نفع خودشان برهم بزنند، و گر نه مهندس موسوی و آقای کروبی هر دو در سمت راست جبهه مشارکت قرار داشتند یعنی در چیدمان و طیف‌بندی نیروهای سیاسی اول آقای موسوی بود بعد آقای کروبی بود، بعد آقای خاتمی و در نهایت می‌رسید به حزب مشارکت. منتها این برخوردهایی که نیروهای سرکوبگر انجام دادند موجب شد همه این عزیزان در یک مجموعه قرار بگیرند و همین‌طور اگر در درون جبهه سبز شعار رادیکالی شنیده شد واکنش به سرکوبی بود که انجام می‌گرفت و الا مثلآ در روز ۲۵ خرداد هیچ شعار رادیکالی داده نشد و شعارها حول و حوش اعتراض به دولت بود و با نظام و رهبری کسی کاری نداشت. یک دولت بود و یک رییس دولت که مردم به آن معترض بودند و در تمام دنیا هم مردم می‌توانند اعتراض خودشان را به یک فرد منتخب با انجام تظاهرات نشان دهند. البته من فکر می‌کنم کشتاری که روز ۲۵ خرداد انجام شد کشتاری نبود که به دستور انجام شده باشد بلکه قرار گرفتن نیروهای آموزش ندیده در برابر مردم سبب شد آنها مردم را به چشم دشمن خود ببینند و آن فاجعه پیش بیاید، منتها حاکمیت می‌توانست مسئله را جمع و جور کند اما این کار را نکردند و اجازه دادند که آن رفتار به عنوان رفتار حاکمیت ثبت شود. در حالیکه می‌شد اعلام کنند که آن رفتار، رفتار خودسرانه‌ای بوده و از آسیب‌دیدگان آن دلجویی کنند. اینکه خانواده‌های مجروحان آن حادثه حتی نمی‌توانستند به مجروحان خود رسیدگی کنند و جنازه‌ها تحویل داده نمی‌شد، سبب شد فضای روانی جامعه رادیکالیزه شود. اگر چه به نظر من حاکمیت نمی‌خواست که اینگونه باشد اما ناخواسته اجازه داد که این اتفاق صورت بگیرد.

برگردیم به بحث احزاب، مدتی پیش آقای نجار به عنوان وزیر کشور دولت آقای احمدی‌نژاد اعلام کردند که نیاز به بازنگری قانون احزاب هست و البته گفتند که باید احزاب قوی و قدرتمند تشکیل شوند. این سخنان دو بحث را پیش آورد؛ اول آنکه تشکیل دادن احزاب جدید از دید کسانی که فعالیت حزبی می‌کنند چه معنا و مفهومی دارد؟ بسیاری آن را به تشکیل احزابی دولتی و تحت کنترل دولت تعبیر کردند و عده‌ای دیگر آن را با شکل‌گیری احزابی چون کارگزاران و مشارکت در زمان دولت‌های سازندگی و اصلاحات مقایسه کردند. به نظر شما از چه زاویه‌ای می توان به سخنان آقای نجار نگاه کرد؟
بگذارید من در ابتدا دو نکته را در مورد دولتمردان کنونی بگویم. اول آنکه متاسفانه دولتمردان کنونی اغلب خیلی بی‌مبنا و خام سخن می‌گویند و نمی‌شود حرف‌هایشان را جدی گرفت یعنی اینکه آقای نجار در یک مصاحبه چیزی می‌گوید مشخص نیست که این حرف رویش فکر شده، بنا است پیگیری شود و چیزی اتفاق بیافتد یا نه. به همین دلیل اصولآ اظهار نظرهایشان خیلی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. دوم اینکه در مورد کسانی که در نهادهای نظامی خدمت کرده بودند چون در سلسله مراتب نهادهای نظامی به فرمانده‌هان القا می‌شود که فاصله‌ای نباید بین تصمیم یا ارادۀ انجام کار و انجام آن وجود داشته باشد و احساس کن فیکون دارند می‌شود در عرصۀ سیاسی و اجتماعی نیز این‌گونه بود. در جنگ این حالت بسیار صورت می‌گرفت و اتفاقآ نقطه قوت ما در جنگ وجود فرماندهانی بود که ارادۀ خود را با قدرت به عمل درمی‌آوردند و می‌توانستند تصمیمات بزرگ بگیرند و آنها را به اجرا در بیاورند ولی این خصوصیت برای عرصه سیاسی نقطه ضعف تلقی می‌شود زیرا در عرصه سیاسی هر تصمیمی که گرفته می‌شود باید یک پروسه تصمیم‌سازی، مشارکت‌جویی و مشورت را طی کند و بعد هم مقدمات اجرایش فراهم شود تا بعد به مرحلۀ اجرا برسد. یعنی یک تصمیم سیاسی فرایندی دارد که اگر آن فرایند طی نشود آن تصمیم با شکست مواجه می‌شود. در حالیکه در زمان جنگ باید یک تصمیم خیلی سریع گرفته می‌شد و سریع‌تر به اجرا می‌رسید. بنابر این نیروهای نظامی که وارد عرصه سیاسی شده‌اند اغلب پروسه درست تصمیم‌گیری سیاسی را طی نمی‌کنند و فکر هم می‌کنند هر چه را تصمیم گرفتند می‌توانند عملیاتی کنند. مثلآ ساختن احزاب چیزی نیست که به همین راحتی که بر زبان می‌آید عملی شود. درست شدن یک حزب قوی شاید به سی یا چهل سال زمان نیاز داشته باشد. هنوز حزب مشارکت با داشتن دوازده سال سابقه نمی‌تواند ادعا کند که یک حزب تمام عیار است و تقریبآ هیچ یک از احزاب حال حاضر کشور نمی‌توانند چنین ادعایی داشته باشند. اساسآ چنین صحبت‌هایی را نمی‌شود خیلی جدی گرفت و به آن توجه کرد. البته چنین تصمیماتی خراب می‌کنند اما درست نمی‌کنند بنابر این ممکن است این نگرانی وجود داشته باشد که این صحبتها زمینه‌ساز یک تخریب باشند اما مطمئنآ زمینه‌ساز یک بنای جدید نیستند.

آیا می‌توان سخن آقای نجار را اینگونه تعبیر کرد که گویی مرام‌های جدیدی در جامعه پدید آمده که لازمه‌اش تشکیل احزاب جدید باشد که مرامنامه های جدید طلب می‌کنند؟
بله در چارچوب همان بحث اولم که گفتم اینها می‌گویند نظام مقارن با اصولگرایی است. بنابر این احزابی در داخل جبهه اصولگرایی باید تشکیل شود و با یکدیگر رقابت کنند یعنی می‌گویند احزاب خارج از چارچوب اصولگرایی حزب سیاسی تلقی نمی‌شوند و اینها ضدنظام‌اند و باید اجازه فعالیت از آنها سلب شود و در نتیجه باید در چارچوب اصولگرایی احزاب جدیدی تشکیل شوند تا نیاز جامعه را به وجود رقابت برآورده سازند.

در مورد تغییر قانون احزاب چطور؟ برخی مثل آقای باهنر از اینکه قانون احزاب تغییر کند استقبال کرده‌اند. شما چقدر از این موضوع استقبال می‌کنید و به نظر شما نقاط کور قانون فعلی چیست؟ و به نظر شما پروسه این تغییر باید در کجا شکل بگیرد؟
بحث ما الان این نیست که قانونی خوب است یا بد است یا اصولآ قانون می‌تواند چیزی را تضمین کند یا نمی‌تواند. در دوره اصلاحات البته بحث ما همین‌ها بود. در آن زمان حرف ما این بود که باید قوانین خوبی تدوین شوند تا حقوق ملت تضمین شوند. اما وقتی بعضآ قوانین خوبی هم به تصویب رسیدند دیدیم که عملآ آنچه دارد قوانین را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد رفتار حکومت‌گران است. حالا خواستۀ جنبش سبز امروز تغییر قانون نیست بلکه خواسته این جنبش اصلاح رفتار حکومتگران است که بر اساس واقعیت قانون عمل کنند و نه بر اساس تفسیر و تآویل خودشان. بنابراین ما اصلآ فکر نمی‌کنیم به اینکه قرار است قانونی درست شود یا نه چون رفتار حکومتگران سبب شده قوانین خوب هم خاصیتی نداشته باشند. پس ما به تغییر قانون احزاب فکر نمی‌کنیم. به همان دلیلی که به تغییر قانون اساسی هم فکر نمی‌کنیم. خواسته ما و جنبش سبز اجرای بدون تنازل قانون اساسی و اصلاح رفتار حکومتگران بر اساس درک عرفی و عمومی از قانون است.

به هر حال شاید در تجربه حزبی‌تان به این نتیجه رسیده باشید که بخش‌هایی از قانون احزاب نیاز به تغییر دارد و یا نه…
ببینید الان هفت ماه است که حزب مشارکت را به شکل غیرقانونی بسته‌اند. خوب وقتی قانونی به درد ما نمی‌خورد حالا چه خوب باشد و چه بد. اگر این قانون اختیار داده بود که آنها حزب را ببندند می‌بستند حالا هم که اختیار نداده حزب را بسته‌اند. بنابر این ما با قانون مشکلی نداریم تنها ممکن است آنها بخواهند قوانینی وضع کنند که رفتارهای غیرقانونی امروزشان قانونی جلوه کند. خوب نتیجه عینی این کار برای ما فرقی نمی‌کند اما برای آنها این تفاوت وجود خواهد داشت که رفتارشان را قانونی کنند نه اینکه به قانون رفتار کنند.

پیش بینی شما از شرایط فعالیت حزبی در آینده با فرض عبور از بحران‌های اخیر چیست؟ تاثیرات این فضای امنیتی که ما در ماه‌های گذشته تجربه‌اش کردیم بر فعالیت های حزبی آینده چه خواهد بود؟
در چند ماه گذشته دو اتفاق افتاده است. از یک سو یک فضای امنیتی شدید را تجربه کردیم و از سوی دیگر جنبش سبز یک فضای خویشتن‌داری را در درون خود تجربه کرد یعنی علی‌رغم اینکه همه عوامل به کار افتادند تا جنبش سبز را به خشونت وادار کنند اما جنبش از خشونت‌ورزی خودداری کرد و این تجربه بسیار ارزشمندی است. ما در روند استقرار دموکراسی در جامعه خودمان نیازمند از سر گذراندن چنین تجربه‌ای بودیم و به نظر من خیلی خوب آن را از سر گذراندیم. به نطر من جامعه ما در این مدت رشد زیادی کرد. تحمل افراد نسبت به یکدیگر بالا رفت و در درون جنبش سبز تجربیات بسیار ارزشمندی بوجود آمد که می‌توان آنها را اندوخته‌ای دانست تا وقتی تفکرات و خواسته‌های جنبش سبز در جامعه حاکم شد از این تجربیات در راه دموکراتیک شدن واقعی جامعه بهره ببرد. الان در درون جنبش سبز میزان تضارب آراء، تحمل یکدیگر و اجتناب از خشونت و مسولانه حرف زدن افزایش پیدا کرده است ما در دوران اصلاحات یکی از گرفتاری‌هایمان غیر مسئولانه حرف زدن برخی اصلاح‌طلبان بود. یعنی هر کس هر چیزی به ذهنش می‌رسید می‌گفت و فکر می‌کرد باید بگوید در حالیکه الان در جنبش سبز این تلقی بوجود آمده که ما حق داریم همه چیز بگوییم اما وظیفه نداریم همه چیز بگوییم و هر چه به ذهنمان رسید بگوییم. من در مقاله آقای کدیور که با عنوان “ایران در چهار راه جمهوری” منتشر شده است پختگی بسیاری دیدم. خوب این پختگی را اگر ما در دوران اصلاحات هم داشتیم دستآوردهای خیلی بیشتری می‌داشتیم. البته آقای کدیور یکی از نیروهای ارزشمند دوران اصلاحات بوده و هست و نظراتش را با شهامت، صراحت و مسئولیت بیان می‌کند در حالیکه در دوران اصلاحات متآسفانه عرصه در اختیار افرادی مثل اکبر گنجی بود که هم آن موقع و هم حالا غیرمسئولانه حرف می‌زد و جز تخریب فضا نقشی ایفا نمی‌کرد. اما مردم دیگر به امثال آن‌ها اعتنایی نمی‌کنند. زمانی این افراد در دوره اصلاحات مورد اعتنا بودند و بنابر این نقش تخریبی‌شان هم زیاد بود اما الان جنبش سبز به این بلوغ رسیده است که به حرف‌های آن‌ها اعتنایی نکند.

اکنون به نظر می‌رسد بعد از چندماه فضای محدودیت جامعه سیاسی‌تر شده؛ مدتها بود که سیاست در سطح جامعه با رخوت مواجه بود. فکر می‌کنید بعد از این؛ ظهور این سیاسی شدن به تحزب قوی‌تر منجر خواهد شد یا همچنان تاثیرات فضای امنیتی حاکم خواهد بود؟
من فکر می‌کنم جامعه مدنی که ما از آن صحبت می‌کردیم، دارد در این تجربه به نحو خیلی خوبی شکل می‌گیرد و افرادی که اولین واکنش‌شان به ناکامی در عرصه سیاسی سرخوردگی بود الان واکنش‌شان به ناکامی‌ها تلاش بیشتر و حضور بیشتر است و این مقدمه شکل‌گیری یک جامعه مدنی واقعی است. جامعه مدنی یعنی همین که هر شهروندی به اندازه وسع خودش احساس مسئولیت بکند و ایفاء نقش کند و سازمان‌یابی‌ها انجام شود که این احساس مسئولیت‌های فردی را در یک مجموعه بصورت تصاعدی اثرگذار کند. ما الان با این وضعیت مواجهیم. در دوره اصلاحات اگر بازخورد شکست‌های سیاسی سرخوردگی بود، وقایع و حوادث امروز بازخوردش نه تنها سرخوردگی نیست بلکه حرکت بیشتر است که نویدبخش آینده بهتر برای جامعه و جامعه مدنی قوی‌تر است. جامعه مدنی قوی‌تر یعنی احزاب، مطبوعات و رسانه‌های قوی‌تر و احساس مسئولیت بیشتر و تحمل بیشتر نسبت به یکدیگر داشتن و اینها چیزهایی است که به واسطه همین جنبش سبز در آینده ما از آنها برخوردار خواهیم بود

نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ساعت 16:42 | لینک ثابت |

حضور احمد قابل با دستبند و پابند در دادگاه انقلاب

حجت الاسلام احمد قابل در تماس با خانواده خود اعلام کرد که وی را با دستبند و پابند به دادیاری دادگاه انقلاب منتقل کرده اند.

به گزارش جرس، این شاگرد آیت الله العظمی منتظری به بازداشت کنندگان خود گفته است که شما می خواهید مرا تحقیر کنید اما من جز زیبایی چیزی نمی بینم؛ وی توضیح داده که «پیرو امامی هستم که با غل و زنجیر او را وارد مجلس کردند و هنگامی که پرسیدند کار خدا را پگونه دیدی فرمود: ما رأیت الا جمیلا»

احمد قابل به بازجویان گفته که پرونده های دیگری در دادگاه ویژه روحانیت مشهد و تهران دارد اما آنان اظهار داشته اند که دادگاه ویژه روحانیت مشهد وی را روحانی نمی داند حال آنکه دادگاه ویژه روحانیت پیش از این پاسپورت و سند منزل وی را توقیف کرده است.
گفتنی است، حجت الاسلام احمد قابل پس از نزدیک به هفتاد روز بازداشت در اداره اطلاعات مشهد، چند روز پیش به بند قرنطینه زندان وکیل آباد این شهر منتقل شده بود.

احمد قابل که برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله العظمی منتظری از محل زندگی خود در مشهد قصد عزیمت به قم را داشت، در راه بازداشت شد. از اتهامات وی اطلاع دقیقی در دست نیست

نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ساعت 16:40 | لینک ثابت |

بیانیه تحلیلی جبهه مشاركت درخصوص بودجه سال آینده:بودجه‌ 89؛ بودجه‌ای بدون هيچگونه نظارت!


جبهه مشاركت ايران اسلامي با صدور بيانيه‌اي به تحليل بودجه سال آينده كل كشور پرداخته است. اين حزب در بيانيه خود بودجه 89 را زنگ خطري براي از دست دادن حق نظارت مجلس و نهادهاي مدني و برخواسته از جامعه جهت كنترل نحوه دخل و خرج دولت مي‌داند.

به گزارش نوروز، متن كامل بيانيه جبهه مشاركت به شرح زير است:

لایحه بودجه سال 1389 از سوی دولت کودتا بصورت دیرهنگام و بدون ارايه گزارش عملکرداجرای قانون برنامه چهارم توسعه و تعیین تکلیف لایحه دیرهنگام برنامه پنجم به مجلس هشتم ارائه شد . هرچند با گذشت بیش از چهار سال از عمر دولت و حاکمیت یکدست اقتدارگرایان به تدریج آثار و پیامدهای منفی سیاست های اقتصادی و اجتماعی اجرا شده توسط این جناح مثل کاهش نرخ رشد اقتصادی وافزایش بیکاری و گرانی و مشکلات معیشتی اقشار محروم و متوسط ، فشار واردات، گرفتاري شديد توليد كنندگان، معطلي طرح هاي عمراني نيمه تمام و بدتر شدن خدمات دولتي، قفل شدن بازار سرمايه و نظام بانكي و.... روشن است و امروز شهروندان ایرانی به خوبی می توانند عملکرد جناح حاکم را در انطباق با شعارها و وعده هاي روزانه و مدعاهای تاريخي اش در هنگام انتخابات ارزیابی و داوری نمایند . فقط در باره اجرای قوانین بودجه سنواتی از سوی دولت نهم کافی است که به گزارش های ارائه شده از سوی دیوان محاسبات مراجعه کرد که تا بیش از 50 درصد تخلف در اجرا را از سوی دولت گزارش کرده است و عجیب اینکه در باره رخداد این بی قانونی دراجرای مهمترین سند مالی کشور شاهد عکس العمل لازم از سوی نهادهای مسئول به ویژه مجلس نیستیم و نتیجه چنین روندی را براحتی می توان در نحوه برخورد دولت با مجلس و محتوای لایحه بودجه سال آتی مشاهده کرد . ازاینرو ما بحث و بررسی محتوای بودجه را همانندگذشته فقط یک ورزش فکری می دانیم و نقش مجلس را نیز فراتر از این نمی بینیم چراکه در اجرا دولت راه خود را می رود و هرگونه که بخواهد منابع بودجه را هزینه می کند . آنچه در ادامه آمده است مشارکت در این ورزش فکری است تا شهروندان ایرانی دریابند که چه بلایی بر سر منابع کمیاب آنها می آید .

سند قانون بودجه کل کشور مهم‌ترین سند مالی و اجرایی برای اداره امورکشور و در واقع برنامه عملیاتی، اقتصادی و اجتماعی حاکمیت برای دوره یکساله در جهت نیل به اهداف مشخص است و براساس میزان منابع و مصارف مرتبط با اهداف و نتایج تبیین و تعیین می شود . با توجه به نقش مسلط دولت در اقتصاد ایران ، میزان بودجه دولت ، چگونگی تخصیص منابع به هزینه‌های جاری و عمرانی، هزینه های ارزی و چگونگی مصرف درآمد نفت در چرخه اقتصادی ، حجم و اندازه دولت و همچنین شیوه عملیات و کارکرد شرکت‌های دولتی عملاً همه عرصه‌های تولید، توزیع و مصرف را در کشور شکل و جهت داده و در بر می گیرد و به شدت بر نحوه توزیع ثروت و درآمد آحاد ملت اثرگذار است. از آنجا که نتایج اجرای قانون بودجه بطور مستقیم و غیر مستقیم و به شدت بر زندگی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی تک تک شهروندان تاثیرگذار است و به عبارت ساده از نحوه بودجه‌ریزی دولت و اجرای آن تا حد زیادی می‌توان جهت‌گیری کلی اقتصاد و آینده اقتصادی اقشار مختلف جامعه را از نظر درآمد و رفاه اجتماعی پیش‌بینی نمود از اینرو همواره لوایح بودجه دولت و رسیدگی به آنها در مجلس از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است و در شرایط کنونی ضرروی می نماید که بودجه نهایی از ظرفیت لازم برای تجهیز منابع به منظور تامین مصارف واقعی در جهت تحقق اهداف سند چشم انداز توسعه بیست ساله کشور به عنوان سند بالا دستی برخوردار باشد . در این مسیر پیش بینی واقعی درآمدها و تعیین هزینه های واقعی بخش ها و واحدها و سازمان های تابعه دولت و تخصیص بهینه منابع به گونه‌ای که استفاده کارا و اثربخش از منابع موجود را دامن زند و انضباط مالی را بر رفتار دولت حاکم کند شرط لازم برای دستیابی به یک سند بودجه کارآمد و پاسخگو است . بر این پایه حساسیت عمومی نسبت به لایحه بودجه و فرآیند رسیدگی به آن در مجلس، به ویژه از سوی احزاب و گرو‌ه‌ها و اقتصاددانان و اهل نظر در عرصه عمومی و رسانه‌های همگانی بسیار واجد اهمیت است که متاسفانه بدلیل شرایط کنونی جامعه ما این چنین نیست.

لایحه بودجه ارائه شده از سوی دولت به مجلس برای سال 89 به لحاظ محتوایی (اعداد و ارقام و جهت گیری ها) ادامه روند طی شده توسط دولت نهم است و هیچگونه تغییر اصلاحی در آن به چشم نمی خورد و متاسفانه تغییرات شکلی انجام شده نیز نه تنها برکارآمدی و انضباط مالی و اثرگذاری بودجه در اجرا نیافزوده است بلکه فقط و فقط بر تمرکز هرچه بیشتر تصمیم گیری در درون دولت برای تخصیص منابع و کاستن از قدرت نهادهای نظارتی بیرون دولت ازجمله مجلس افزوده است و عملا نظارت نه تنها شهروندان و نهادهای مدنی بلکه متخصصان را بر هزینه کرد بودجه و ردیابی آنرا در جهت منافع عمومی و مصالح ملی از بین برده است که حاصل آن جز هرز روی منابع و دامن زدن به فساد و عدم کارایی و...در نظام اداری و اجرایی کشور نبوده است. تاکید می کنیم که حجیم یا اندک بودن سند بودجه به هیچوجه ارزش استدلالی در این بحث ندارد بلکه این کیفیت و محتوای بودجه است که اهمیت دارد و اینکه چقدر برآمده از واقعیات اقتصادی کشور است ؟ و به چه میزان می تواند به افزایش رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی ومطالبات معیشتی جامعه پاسخگو بوده و در تحقق اهداف پیش بینی شده در اسناد بالا دستی کارآمد باشد ؟ قانون بودجه سند دخل و خرج یک ساله کشور است لذا پیچیدگی آن تا حدی امری طبیعی است و تنها در خور فهم و درک متخصصان است . حتی مجریان آموزش دیده نیز که تنها بخشی از بودجه را در حوزه وظائف و مسئوولیت های خویش عملیاتی می کنند ، چندان نیازی به فهم کامل سایر بخش های بودجه غیر مرتبط با وظائف خود ندارند . از اینرو سلب اختيارات مجلس در امر دخل و خرج دولت و احاله آن به خود دولت و به زمان بعد از تصويب قانون و تکیه بر مجمل نویسی بودجه قطعا نوعی کلی گويي، فراراز پاسخگویی و عدم شفافیت در نحوه تخصیص اعتبارات و هزینه کرد منابع و فقدان یا کاهش ابعاد نظارتی مجلس و ساير دستگاه هاي رسمي نظارتي بر عملکرد دستگاه ها را موجب می شود که در نهایت یک عامل مثبت در ارائه لایحه بودجه تلقی نمي شود ، از اینرو نوع مواجه مجلس با لایحه بودجه سال آینده نقطه عطفی در عملکرد کاری اش به شمار می رود و اینکه آیا اکثریت این مجلس چقدر حاضرند سرنوشت خود را با سرنوشت دولت کودتا گره زنند ؟

جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیه‌ای که سال 84 درباره لایحه بودجه سال 1385 انتشار داد ، اعلام کرد : «علی‌رغم مشکلات ساختاری اقتصاد ایران و عقب‌ماندگی از قافله اقتصاد جهانی و وجود نرخ بیکاری و تورم نامطلوب، دولت نهم در حالی اداره قوه مجریه را از دولت خاتمی تحویل گرفت که روند شاخص‌های کلان اقتصاد کشور در سایه سیاست‌های دولت اصلاحات و مجلس ششم روندی رو به بهبود را نشان می‌داد . در کنار ساخت زیربناهای توسعه، دستیابی به نرخ رشد اقتصادی متوسط سالانه (84-76) 6/4 درصد، نرخ تورم سالانه 15 درصد، افزایش کم‌سابقه ذخایر ارزی کشور تا 50 میلیارد دلار، تمهید حساب ذخیره ارزی برای تبدیل ثروت نفت به سرمایه‌گذاری و تولید و تحویل ذخیره‌ای معادل 15 میلیارد دلار به دولت جدید ، با یادآوری اینکه قیمت نفت در زمان تحویل دولت به خاتمی و در سال 77 در حدود بشکه‌ای 9 دلار بوده است ، و افزایش درآمد سرانه ایرانیان از 1800 دلار در سال 1376 به 2300 دلار در سال 1383، شواهدی مستند و غیر شعاری برای ارزیابی واقعیت‌ها و عملکردهاست. در عین‌حال که به دلیل رویکردهای کلی دولت گذشته در عرصه داخلی و خارجی و به دلیل تحولات پیرامونی ایران، کشور به لحاظ موقعیت بین‌المللی و منطقه‌ای در شرایط بسیار مناسبی قرار گرفته بود و در سایه همین شرایط و با تکیه بر تجربیات اجرایی سال‌های پس از پیروزی انقلاب و سه برنامه توسعه، نظام تصمیم‌گیری کشور در عالی‌ترین سطوح به تدوین و تصویب و ابلاغ «سند چشم‌انداز توسعه 20 ساله» و «قانون برنامه چهارم توسعه» پرداخت . دولت جدید در اولین سال اجرایی برنامه چهارم و در حالی که شرایط بازار جهانی نفت درآمد بی‌سابقه در تاریخ اقتصادی کشور یعنی 50 میلیارد دلار در سال 84 را رقم زده ، عهده‌دار مسؤولیت اداره کشور شد و همه اجزاء صغیر و کبیر حکومت نیز همراه و پشتیبان قوه مجریه هستند، اکنون باید دید که این لایحه چه نسبتی با سند چشم‌انداز توسعه و قانون برنامه چهارم از یک سو و از سوی دیگر با شعارهای«عدالت محوری» ، «مبارزه با فقر و تبعیض» و « بردن درآمد نفت بر سرسفره‌های مردم» دارد. به علاوه از یاد نباید برد که ائتلاف اقتدارگرایان حاکم در همه سال‌های پس از دوم خرداد 76 و در چالش با سیاست‌های اصلاح‌طلبان بر اولویت توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی و فرهنگی تأکید داشته‌اند و با داعیه آبادگری و حل مشکلات اقتصادی و رفع فقر و دغدغه معیشت مردم در مقام رد سیاست‌های گذشته بر می‌آمده‌اند.»

جبهه مشارکت در ارزیابی اولیه خود از لایحه بودجه سال 1385 نیزآورده بود : «به طور خلاصه نتیجه اجرای این بودجه برای کشور وابستگی بیشتر به نفت، واردات بی‌رویه و ضربه جبران ناپذیر به تولید از طریق مصرف ارز نفتی ، گسترش بیکاری، رشد نقدینگی و بالا رفتن تورم، تزریق ریال نفتی و افزایش درآمد بادآورده به ویژه برای صاحبان قدرت و ثروت و ته‌مانده‌ای برای اقشار کم‌درآمد و افزایش فاصله طبقاتی خواهد بود. قابل توجه است که سند چشم‌انداز توسعه و برنامه چهارم از اعتبار قانونی برخوردارند و تا زمانی که قانون برنامه با طی مسیر مشخص آن دستخوش تغییر و دگرگونی نشده است، دولت ملزم به رعایت آن در تدوین لایحه بودجه می‌باشد، اما با کمال تأسف ادامه بی‌توجهی به حاکمیت قانون در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به حوزه اقتصاد نیز سرایت کرده است و لایحه بودجه 85 چه به لحاظ محتوایی و چه به لحاظ کمی در عدم انطباق کامل با قانون برنامه چهارم تدوین و به مجلس پیشنهاد شده است. این لایحه از سوی دیگر در شرایط خطیر منطقه‌ای و بین‌المللی به گونه‌ای تنظیم شده است که آسیب‌پذیری کل اقتصاد در مقابل شوک‌های نفتی و صادارت نفت را بالا برده است.... »

متأسفانه باید گفت که اکنون و پس از چهار سال از ارائه اینگونه هشدارها ، به ویژه در دو نامه جمعی از اقتصاددانان کشور به رئیس دولت نهم ، آن پیش‌بینی‌ها به بدترین وجه به تحقق پیوسته است و به دلیل عدم باور و پایبندی دولت نهم به سندهای بالادستی بودجه (سند چشم‌انداز توسعه 20 ساله و قانون برنامه چهارم توسعه) و گرفتار شدن جناح حاکم در دامی همچون «تثبیت قیمت‌ها» و غلبه نگرش‌های توزیعی بر تولیدی، و حال حاضراصرار بر اجرای قانون « هدفمند کردن یارانه ها » با گنجاندن رقم 40000 میلیارد تومان درآمد از این ناحیه در بودجه به جرئت می‌توان اعلام کرد و هشدار داد که تصویب و اجرایی شدن این لایحه قطعا به ادامه روند تخریبی اقتصاد ایران، که با عملکرد دولت نهم شروع شده و آثار آن به تدریج در حال عمیق ترشدن است ، دامن خواهد زد و کار به جایی خواهد رسید که علی‌رغم برخورداری کشور از درآمد خوب نفت ، دولت و مجلس در سال آتی در تدوین و تنظیم دخل و خرج بودجه عمومی خواهند ماند، همانگونه که هم‌اکنون این دو در ترازبندی بودجه سال آینده دچار مشکل و اختلاف نظر‌اند و قطعاً با تکیه بر اجرای همین لایحه بودجه و اعداد و ارقام آن می‌توان پیش‌بینی کرد که حتی اگر همه منابع تعریف شده در آن تحقق یابد ( که از هم‌اکنون می‌توان گفت این چنین نیست) باز هم کفاف هزینه‌های واقعی دولت به ویژه هزینه های جاری را در سال آتی نخواهد داد و حداکثر تأمین‌کننده هزینه‌ها در 9 ماه اول سال خواهد بود و باز هم دولت همانند چهارسال گذشته ناچار از ارائه لوایح متمم و اصلاحیه بودجه برای تامین هزینه های جاري با برداشت از حساب ذخيره ارزي و جابجایی بودجه طرح هاي عمراني به جاری خواهد بودیا اینکه حامیان دولت در مجلس با ارائه طرح با همین محتوا بیاری دولت خواهند آمد .

متأسفانه باید گفت محتوای لایحه بودجه سال 1389 نه تنها تصویر روشنی را برای آینده اقتصاد ایران به نمایش نمی‌گذارد بلکه در انطباق با سخنان رئیس دولت کودتا در مجلس هنگام تقدیم لایحه بودجه و دیگر شعارها و مدعاهای ایشان در سفرهای استانی و دیدارهای ملی نیز مغایرت‌های آشکاری را می‌توان مشاهده کرد. البته اگر در نظر آوریم که این دولت چه بلایی بر سر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور آورد و هنوز در ارائه برنامه پنجم مانده است آنگاه این‌گونه بودجه نویسی و در هم ریختگی اعداد و ارقام لایحه بودجه و تقلیل دستگاهها به حداقل ممکن بهتر درک خواهد شد و اینکه فلج شدن مغز نظام تصمیم‌گیری کشور نتیجه‌ای بهتر از این به نمی توانست به همراه داشته باشد .

جبهه مشارکت در سال های گذشته در بیانیه های خود در ارتباط با بودجه اعلام کرد : « هر چند ورود به محتوای لوایح بودجه و بررسی اعداد و ارقام آن به عنوان یک ورزش فکری می‌تواند مفید باشد اما در یک بررسی سریع در خواهیم یافت که حتی مزیت ادعایی تخصیص منابع بیشتر به هزینه‌های عمرانی در بودجه سال های 85 الی 88 رنگ باخته است و چون شاکله این لوایح هیچ‌گونه چشم‌انداز مثبتی را برای آینده اقتصاد ایران به نمایش نمی‌گذارد از آن صرفنظر می‌کنیم.» و متاسف از اینکه ناچار از اعلام همین نظر در باره لایحه بودجه سال 89 می باشیم و ناچار از بازگویی فرازی از آن بیانه ها :
« جبهه مشارکت ایران اسلامی در ارزیابی نهایی خود از عملکرد اقتصادی دولت و مجلس و لایحه بودجه تقدیمی جناح حاکم را فاقد هر گونه برنامه و استراتژی مشخص اقتصادی و اجتماعی برای اداره کشور می‌داند، ضمن آنکه اینان حاضر نیستند با استفاده از تجربیات گذشته و پایبندی به اسناد بالادستی حاکم بر دولت و مجلس برای بودجه‌نویسی(سند چشم‌انداز توسعه 20 ساله و قانون برنامه چهارم توسعه) از روند تخریبی حادث فاصله گرفته و چرخ اقتصاد کشور را بر روی مسیر رشد و توسعه باز گردانند . ما به جد هشدار می‌دهیم که وضعیت اقتصاد ایران و بودجه عمومی دولت در مسیر بحرانی قرار گرفته است و در صورت ادامه این روند باید منتظر حوادث غیرقابل پیش‌بینی و خسارت‌بار بود. امواج سیل فزاینده نقدینگی بر سر اقتصاد ایران که طی دو سال 84 و 85 دو برابر شده و درسه سال بعدی هم با شیب کمتری ادامه یافته است ، بیشترین فشارهای اقتصادی(گرانی و تورم و بیکاری) و خرابی را بر سر اقشار فقیر و متوسط جامعه فرود ‌آورده است ، وهمانانی که قرار بود نفت بر سر سفره‌هاشان برود و سفره‌هاشان رنگین شود در سایه عملکرد اقتصادی جناح حاکم ، باهزینه کل درآمد بالای نفت نه تنها نشانه‌ای از «عدالت محوری» را به همراه نداشته، بلکه بر دامنه شکاف طبقاتی در جامعه افزوده و کمر اقشار فقیر و متوسط را در زیر بار هزینه‌های زندگی خم کرده است و همچنان جامعه ما از فقر و فساد و تبعیض رنج می‌برد و چشم به آینده دوخته است. »

جبهه مشارکت ایران اسلامی اجرای بودجه سال آتی با محتوای ارائه شده را مقوم جریان «رکود تورمی » حادث در اقتصاد ایران وتشدید کننده ناکارآمدی های جریان حاکم در اداره امور و افزایش میزان مداخله حاکمیت در اقتصاد ملی به لحاظ کمی و کیفی دانسته ونسبت به گسترش هرچه بیشترفقر و فساد و تبعیض در جامعه هشدار می دهد و این درست برخلاف رویکرد سیاست خصوصی سازی در پی ابلاغ سیاست های مرتبط با اصل 44 و قانون مربوطه است . در عین حال به رغم تاکید دولت بر اجرای قانون « هدفمند کردن یارانه ها » و پیش بینی درآمد از این ناحیه در بودجه عملی ساختن این قانون در سال آتی ممتنع می نماید ضمن اینکه تشدید تحریم های اقتصادی می تواند شرایط ویژه و غیر قابل پیش بینی ای را برای اداره اقتصاد ایران بدنبال داشته باشد و خلاصه تمام علائم و شواهد بودجه ای و اقتصادی حاکی از آن است که سالی بسیار سخت برای اقتصاد ایران در پیش است

نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ساعت 16:38 | لینک ثابت |

یورش نیروهای امنیتی به دفتر پیگیری بازداشت شدگان ستاد میر حسین موسوی

ساعاتی پیش از نیروهای امنیتی بدون ارائه هرگونه حکمی به دفتر پیگیری ستاد میرحسین موسوی هجوم برده و تمام اموال و اسناد آن را بدون هیچگونه صورتجلسه ای با خود بردند
به گزارش خبرنگار نوروز، ساعت 4:30 امروز، نیروهای امنیتی وارد دفتر کمیته پیگیری بازداشت شدگان ستاد میرحسین موسوی شده و بدون ارائه هر حکم قانونی اموال و اسناد موجود در آن را توقیف و با خود به محل نامعلومی انتقال داده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 12:28 | لینک ثابت |

فرزند حاج صادق آهنگران،: 
پدر با شنیدن صحبت‌های همسر جواد امام شدیدا بدحال شد

فرزند صادق آهنگران در نظری که به صورت خصوصی در وبلاگ محمد نوری‌زاد ثبت کرده است، به شرح حال این روزهای پدر خود پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ىه)مجلس«پارلمان‌نیوز»، نوری‌زاد با توجه به اهمیت این مطلب، کامنت فرزند آهنگرانی را منتشر کرد که بدین شرح است:

آقای نوری زاد

سلام

من محمد علی آهنگران فرزند جناب حاج صادق آهنگران هستم.من شما را حدود 15 سال است که می شناسم از زمانی که برای ضبط برنامه ماه مبارک رمضان به خانه ما آمدید و با پدرم مصاحبه کردید. من مدتی است مطالب وبلاگ شما را می خوانم و به شما که امروز برای دفاع از حقوق مردم کوچه و بازار بی قراری می‌کنید آفرین می‌گویم. خلاصه بگویم
تکلیف نسل من که این روزها 30 ساله می شوم روشن است اما شما را به روح پاک امام و عظمت رسول الله پدرم را دریابید. به خاطر دارم شبی که قطعنامه پذیرفته شد جناب ایشان از بهت و حیرت و نگرانی تا صبح قدم می‌زد و اشک می‌ریخت و به مظلومیت امام و شهدا ناله می کرد. اما از آن سال تا به این روزها اینقدر ایشان را آشفته ندیده بودم. این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات ایشان مریض شده و برای کمتر برنامه‌ای قول مساعد می دهد. شبها تا صبح اشک می‌ریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته می‌بیند.

ایشان را برده‌ایم دکتر با قند 320 دکتر گفته مرض قندش عصبی است. چرا حماسه خوان سالهای عاشقی شما و رزمندگان تاب نمی‌آورد؟ چرا هر لحظه آرزوی مرگ و شهادت می‌کند؟ چرا 20 صفحه خطاب به من وصیت نامه نوشته است؟ عرصه بر ما و ایشان تنگ شده است؟

ایشان امشب شدیدا بد حال شدند وقتی مصاحبه مادر عاطفه امام دختر آقای جواد امام را که رزمنده بوده و هم ایشان و دخترش عاطفه بازداشت شده را از بی بی سی شنیدند جایی که مادر می‌گفت به جهانیان و همه مردم بگویید دخترم سالم و پاکدامن بوده و بازداشت شده.

اینها که گفتم مختصری از شرح حال بلبل خمینی بود. قصد درد دل داشتم با شما و این که بگویم نگران و آشفته اییم .. دعایمان کنید.

نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 12:27 | لینک ثابت |

شناسایی هویت چند شهید دیگر جنبش سبز
محمد نادری‌پور، رئیس شاخه دانشجویی ستاد میرحسین موسوی در سیرجان، یکی از این شهداست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 12:26 | لینک ثابت |

نگاهی به جزئیات و اتفاقات رخ داده در جریان ربودن فرزند عضو زندانی شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی 
بازگشت دخمه و خانه امن

نوروز: ماجرای ربودن دختر جوان یکی از زندانیان سیاسی حوادث اخیر همچنان در کانون توجهات قرار دارد و این نوع و روش برخورد با خانواده های زندانیان سیاسی همگان را بیش از پیش به تامل وا داشته است که کدام نهاد و ارگان و شخص به خود اجازه می دهد با یک دختر مسلمان که جرمی جز داشتن پدری در زندان و پیگیری وضعیت وی نیست چنین وحشیانه و هتاکانه مورد حمله و توهین قرار گیرد، سعی خواهیم کرد با ذکر آنچه بر عاطفه امام رفته است به جوانب دیگر این ماجرا بپردازیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 12:22 | لینک ثابت |
سلام 

بعضی از اخبار وبلاگ دارای رمز عبور است 

این به این معنی نیست که محرمانه است بلکه به این معنی است که خصوصی است و صرفاً اعضاء وبلاگ از این بخش ها دیدن نمایند 

شما هم می توانید با ارسال ایمیل به آدرس : behzad_nasir@yahoo.com  و ورود اطلاعات زیر عضو وبلاگ شوید 

نام و نام خانوادگی :

آدرس ایمیل 

تلفن همراه (جهت ارسال رمز)

میزان تحصیلات

نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 12:17 | لینک ثابت |
 
offshore